top of page

مولانا ابوالقاسم فارس غوری


مولانا ابوالقاسم فارس غوری، نویسنده استاد فضل الحق فایق


ابوالقاسم فارس غوری یکی از علمای معروف جهان اسلام است و از زمرۀ دانشمندان و راویان مشهور سدۀ چهارم هجری بود که اصل و نسب او به سرزمین غور می‌رسید. هرچند وی در بغداد زندگی می‌کرد، اما منابع تاریخی او را «غوری‌الاصل» دانسته‌اند. مهم‌ترین منبعی که از او یاد کرده، کتاب الأنساب است.

سمعانی در معرفی نسبت «غوری» بودن او می‌نویسد که این نسبت به غور، سرزمینی کوهستانی نزدیک هرات خراسان، باز می‌گردد. سپس از ابوالقاسم فارس غوری به عنوان مشهورترین فرد منتسب به غور یاد می‌کند و می‌نویسد که او از دانشمندان بزرگی چون احمد بن عبدالخالق وراق، حامد بن شعیب بلخی و محمد بن سلیمان باغندی و غیره حدیث نقل کرده است. همچنین شاگردان و راویان متعددی از او روایت کرده‌اند که نشان‌دهنده جایگاه علمی و اعتبار وی در میان محدثان آن دوره است.

سمعانی دربارۀ او تعبیر «وكان ثقه» را به کار می‌برد؛ یعنی وی در علم حدیث شخصی مورد اعتماد و معتبر شناخته می‌شد. او در سال 348 هجری، وفات یافت.

فرزند او، ابوالفرج محمد بن فارس الغوری معروف به «ابن الغوری» نیز از عالمان و راویان مشهور بود. سمعانی او را «شیخی صالح، راستگو و دیندار» توصیف می‌کند. وی از استادان بزرگ حدیث روایت می‌کرد و شخصیت‌های مانند خطیب بغدادی از او روایت نقل کرده‌اند. وفات او در شعبان سال 409 هجری ثبت شده است.

استاد خلیلی در کتاب خود «آثار هرات» در رابطه به این عالم معروف و منسوب به غور چنین می¬نویسد: «از علمای منسوبین غور ابوالقاسم فارس بن محمد بن محمود بن عیسی غوری است. ایشان از احمد بن عبدالخالق وراق و محمد بن سلیمان باغندی روایت می کنند. مولانا ابوالفَرَج پسر شان از پدر بزرگوار خود روایت می نماید. وفات مولانا ابوالقاسم در 348 هجری قمری واقع شده است. مولانا ابوالفَرَج نیز خدمات شایانی در عالم اسلام نموده و یکی از علمای ثقه و متدین به حساب می روند در سال 409 هجری وفات یافته اند». (خلیلی، 1382: 91).

یکی¬دیگر از علمای بزرگ نزدیک به همین دوره، ابوالقاسم بن یوسف الغوری بود. او قاری و معلم قرآن در بازار «سوق الثلاثاء» بود، سمعانی او را: عالم، راستگو و آموزگار قرآن معرفی می¬کند. زندگی اش بیشتر در تعلیم قرآن سپری شد و به همین دلیل از وی حدیث کمتر روایت شده است. او در ماه رجب سال 467 هجری وفات کرد و در قبرستان باب الحرب مدفون گردید.

این روایت تاریخی اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا نشان می‌دهد که مردم غور در قرون نخستین اسلامی تنها در عرصۀ سیاست و حکومت حضور نداشتند، بلکه در علوم دینی، حدیث، قرائت قرآن و فرهنگ اسلامی نیز نقش فعال و برجسته‌ای ایفا می‌کردند. وجود چنین شخصیت‌های بیانگر پیشینۀ علمی و فرهنگی کهن سرزمین غور در تاریخ خراسان و جهان اسلام است.


متن عربی از کتاب الانساب


سمعانی در كتاب الأنساب آورده است: «الغوري به ضم الغين المعجمه و في آخرها الراء المهمله هذه النسبه الي الغور. [وهي – ] بلاد في الجبال قريبه من هرات بخراسان, والمشهور بالانتساب اليها أبوالقاسم فارس بن محمد بن محمود ابن عيسي بن محمدالغوري، من أهل بغداد، و لعله غوري الأصل، يروي عن أحمد بن [محمد بن-] عبدالخالق الوراق و حامد بن شعيب البلخي و محمد بن محمد بن سليمان الباغندى و محمد بن السري النمار و غيرهم، روي عنه ابنه محمد و أبوالحسن محمد بن أحمد بن رزق البزاز و عبدالعزيز ابن محمد بن نصرالستوري، و كان ثقه، و مات في سنه ثمان و أربعين و ثلاثمأئه، و ابنه أبوالفرج محمدبن فارس [المعروف بابن -] الغوري، كان شيخا صالحا صدوقا [دينا-]، يروي عن أبي الحسين أحمد بن جعفر بن محمد ابن المنادي و أبي الحسن علي بن محمدالمصري و أبي بكر أحمد بن سلمان النجاد و غيرهم، روي عنه أبوبكر أحمد ابن علي بن ثابت الخطيب [و أبوالحسن علي بن محمد بن نصر الدينوري اللبان-] و مات في شعبان سنه تسع أربعمائه، و أبوالقاسم بن يوسف بن أحمد بن صالح [الغوري، المقرئ بسوق الثلاثاء، سمع أباالحسن علي بن أحمد الحمامي و غيره، و كان عالما صدوقا يلقن كتاب الله، حدث بشئ يسير لأن الغالب عليه تلقين القرآن، سمع منه أبوالقاسم مكي بن عبدالسلام الرميلي و أبومحمد عبدالله بن أحمد السمرقندي الحافظان، و توفي في رجب سنه 467، و دفن بمقبره باب حرب-] (سمعاني، (بي¬تا) جلد 10: 91 - 93).



 
 
 

Comments


bottom of page