top of page


گلي از شاخه آفتاب

مقدمه به قلم استادد غلامحیدر یگانه

بطور کلي اين دفتر، روايتي است از سرگذشتِ مرد تنهايي که سرنوشت، وي را در «انزواي مرگ» افکنده است؛ ولي، او که طنين زندگي را به گوش جان شنيده، با فداکاري و تحمل رنج، قادر مي گردد سرانجام، دست به شاخه آفتاب رسانده و چشم به بيکرانگي هاي سعادت باز نمايد.
شکيب زيرک، پردازنده داستان هاي اين مجموعه، جوان برومندي است با سليقه دايره المعارفي که علاوه از نگارش داستان در سرايش غزل نيز ذوق شايسته دارد؛ عکس هاي هنرمندانه يي از محيط ارايه مي دهد و در طراحي مبتکرانه براي کتب و رسانه ها هم سررشته مند است... .
زيرک در اين کتاب، بيشتر به تأمل روي مي آورد تا در عمق زندگي و هستي آدمي راه يابد؛ لذا آهنگ رويدادها نسبتاً آرام و زبان غالب، متعلق به شخص اول و متکي بر تک گفتاري است.
البته او در روايت واقعگرا نيز بخوبي قلم مي زند و داستان «مرز» که از تکنيک ستايش برانگيزي برخوردار است نمونه يي از اين دست مي باشد.
بهرحال، در اين مجموعه، کفش هاي کهنه، لباس هاي مندرس، قبرستان، جويچه يي که گرد ها مانند لايه اي از روغن آن را پوشانده اند و سرانجام، سگ ها و تفنگ ها، معرف محيط مفلوک امروزي اند که راوي در آن بسر مي برد و به «تحقيق» مي پردازد. هنر در اين جا ستايشگر زيبايي متعالي است و در عين حال به سراسر هستي و از همه بيشتر به انسان و زندگي و سعادت انساني عشق مي ورزد.
طنين زندگي، نور، صداقت، لطافت، بوي خوش، کبوتر و حتي قورباغه هاي شاد، نشاني از جهان خوشبخت و گم شده يي اند که ميان «من» هنر مند و زندگي، پل مي زنند تا نهايتاً موقعيت آدمي در قلمرو هستي تعيين گردد.
اگرچه گاهي بي زماني، مکان هاي نامتعارف، فضاي نيمه رويايي، واژه هاي نمادين و بهره برداري از باورهاي کهن مردم، دنياي اين داستان ها را دورتر از دسترس ما نشان مي دهد. ولي بطور کلي، منطق و برايند حوادث اين محيط ناسازگار و دشمن کام براي ما کاملاً آشنا است؛ زيرا زيرک در ارايه پرداخته هايش از تجارب شخصي و محيط زندگي بهره وافر برده است.
وي همچنان توانسته است در داستان «حقيقت پنهان»، حديث نفسش را يک کاسه کند و صريحاً «تاريخچه»ي سلوک هنري اش را ارايه دهد.
«يک شاخه از آفتاب» را مي توان، دستاورد نهايي تلاش هنري و رواني نويسنده دانست که در آن خبر مي دهد: «دستي که بلند و سفيد بود، مانند پاره اي از نور، بازويم را گرفت و کشيد به سمت خود».
تحرک زيرک در ميدان داستان، مايه اميدواري است. نخستين دفتر داستان هاي او را گلي از شاخه آفتاب مي ناميم تا گواهِ باور واثق ما در رسيدن ميوه هاي معطر اين قلمرو ثمرخيز براي آينده ها باشد.



غلام حيدر يگانه ـ پاييز 1390

bottom of page