top of page

ب- پخت کباب شکار:
من در آوان جوانی بسیار علاقه مند شکار بودم تفنگ های شکاری زیاد از قبیل دهن پُر ، بغل پُر ، کمرشکن ، و موشکُش داشتم گاهی انفرادی و گاهی با دو سه نفر به شکار می رفتم بخصوص به شکار کوک اگر بجای دور می رفتیم چندانه نان مقدار مرچ و نمک و مصالحه با خود میگرفتیم در ابتداء بهار حین آمد آمد کبک ها سمت شمال مرکز ولسوالی به قریه تنگی نبات می رفتیم که فصل شیر ، قیماق ، ماست وسرشیر بود از قریه دورتر سر دو راهی قریه تنگی نبات وسر قل سنگی بود بسیار کلان در پای سنگ تختی بود و در آنجا قرارگاه میگرفتیم و نان چاشت را در آنجا صرف میکردیم و در فصل خزان که چوچه های کبک ها هم کلان شده بودند بطرف جنوب ولسوالی در کوه های مرتفع بین جواجه و مرکز ولسوالی می رفتیم تا قریب چاشت کوک شکار می نمودیم برای مصرف چاشت یکتعداد آنها را کباب می نمودیم به این طریق از نوده های درخت آلنج و یا سیاه چوب سیخ کباب را آماده می نمودیم به کبک ها مرچ و مصالح می زدیم و آنها را کباب می نمودیم متباقی کبک ها را بخانه می آوردیم یاد جوانی و روز های امنیت بخیر.

bottom of page