top of page

جنگ پنجم از سوی تاتاریان علیه تولکیان:

مقدم بر همه حمد خدا به
بدون حمد حرفی نیست معقول
درود مصطفی بر جمله واجب
خدا امر صلواتش داده برما
کسی کو رحمت للعالمین است
به اولاد و به اصحاب کبارش
مغل در بین مردم آتش افروخت
گهی لشکر کشی در شرق و غرب داشت
به ترکیب مغل تاتاریان بود
بظلم و کشتن و چور و چپاول
به سال ششصدو بیست و دو میدان
قلاع جنگی سیفرود و خیسار
هرات و غور وغرجستان و غزنه
خرابی در خرابی گشت تکرار
ز تاتاریان قوم بد اندیش
همین گفت است عبدالحی حبیبی
ازین بیشتر نگفته در کتابش
من هم کوتاه ازین جنگ یاد کردم
بهر جا بود تولک تخته خیز
بهر سو جنگ اگر می بود یا نه
همه بودند شجیع و چست و بی باک
نمی خواستند که باشند در اسارت
همی گفتند همه با آهنین عزم
سر دشمن ز تن ها دور سازیم
همی دانیم دو گپ بهروزی ماست

درود حضرت خیرالورا به
بدون حرف معقول نیست مقبول
خصوص بر نادم مسکین تائب
بگویم من صلواة شاه مولا
خدا گفت است که ختم المرسلین است
به اهل بیت و ازواج کرامش
درین آتش ز نوع وحش هم سوخت
گهی جولانگهش ملک عرب داشت
خبیث تر از خبیث این ناکسان بود
به بست دست هلاکو در تقابل
بیامد لشکر بیحد فراوان
ز کالیون و رزان سیستان فیوار
به خاک یکسان نمود این قوم هرزه
چنین بودست قضای حی جبار
نگویم چون نخواندم من ازین بیش
مورخ آن حبیبی چون طبیبی
بتاریخ مختصر افغانستانش
ز جور ناکسان فریاد کردم
میان دشمنان شرق وغرب نیز
به جنگ می سوخت تولک در زمانه
برای دفع دشمن خوب چالاک
ز زیست بندگی بهتر شهادت
به عزم جنگ خود هستیم پُر جزم
دو چشم کج مج شان کور سازیم
یکی مرگ و دیگر پیروزی ماست

bottom of page