
مرحله اول کاندید شدنم:
هر واحد اداری با جمع علاقه داری که مربوط آن می بود حق داشت تا یک وکیل را انتخاب نماید در (216) ولسوالی (216) وکیل انتخاب می شد تعداد مرکز ولایات به تناسب نفوس فرق میکرد از یک نفر الی چهار نفر سهمیه داشت مثلاً مرکز غور یک تن و شهر کابل چهار تن وکیل انتخاب می نمود من در سال 1348 خورشیدی برای انتخابات دوره سیزدهم ولسی جرگه خود را کاندید نمودم آنچه را از اجراآت وطرزالعمل آنوقت مشاهده کردم و از نحوه انتخابات و شیوه های کاری آن زمان که واقعیت های عینی وتاریخی است بسیار فشرده مختصر طور جست وگریز معلومات میدهم:
شخصی حق کاندید شدن را داشت که حائز شرایط ذیل می بود:
1- تبعه افغانستان می بود.
2- سن (25) سالگی را تکمیل میکرد.
3- به حکم محکمه با صلاحیت محروم از حق سیاسی نمی بود.
4- خواندن و نوشتن را میدانست.
5- دوسیه جزائی نمی داشت.
به این معنی شخصی که دوسیه جزائی میداشت که تا هنوز فیصله را بخود نگرفته بود حق کاندید شدن را نداشت اگر چنین شخصی برنده می شد مصئونیت پارلمانی پیدا میکرد موضوع جرم به تعویق می افتاد و هم احتمال از بین رفتن آن بود ، برای ولسوالی تولک دو حوزه رای گیری یکی مرکز ولسوالی و دیگری قریه تگاب اشنان در شمال مرکز ولسوالی تعین شده بود در هر حوزه پنج روز رای گیری صورت میگرفت رای گیری طور سری آزاد و مستقیم بود کسی حق رای دادن را داشت که سنش از (22) ساله به بالا می بود نخست برای تثبیت رای دهنده گان از ملاحظه دفتر ثبت احوال نفوس ولسوالی توسط هیئت موظف نام تمام رای دهنده گان واجد شرایط بیرون نویس بعد از امضاء به دسترس هیئت انتخاباتی قرار داده می شد هیئت انتخاباتی مرکب بود از قاضی محکمه ، نماینده خاص ولسوال وسر معلم مکتب ولسوالی .
من وسه تن دیگر هر یک مرحوم قاضی محمد خان (صاعد) از قریه دای ، مرحوم نظر محمد خان از قریه تگاب اشنان و مرحوم ارباب عبدالسلام خان از قریه سنگ خلق در ولسی جرگه کاندیدا بودیم جوان ترین آنها من بودم که در سن (بیست وشش) ساله گی قرار داشتم ، چهار صندوق فلزی از طرف دولت برای رای دهی تهیه شده بود یک عکس از کاندید بداخل صندوق انداخته می شد یک عکس وسنبل انتخاباتی آن بروی صندوق نصب میگردید سنبل انتخاباتی را هر کاندید خودش بمیل خود تعین وترسیم می نمود سنبل انتخاباتی من رسم براق تخیلی بود که هم جالب بود وهم قابل شناخت صندوق ها بعد از اینکه برگه رای در آن انداخته می شد در ختم روز از طرف هیئت انتخاباتی و کاندیدان مهر وامضاء می شد قفل میگردید کلید هر صندوق نزد کاندیدان می بود قبل از شروع رای گیری برگه های رای که مطابق لست های مرتبه تهیه شده بود به محضر نمایندگان شمار میگردید بعد از درج کتاب و امضاء بداخل صندوق علاحده جابجا می شد هر کاندید تعداد برگه ها را نزد خود یاد داشت میکرد دروازه صندوق از طرف هیئت انتخاباتی قفل مهر وامضاء می شد کلید در نزد رئیس هیئت قاضی می بود در آنوقت کمپین و کار های تبلیغاتی آنچنان وسیع وگسترده نبود از طرف کاندیدان تشریح اهداف صورت نمی گرفت ولی من یگانه کسی بودم که اهدافم را مشخص نمودم و در گردهمائی مردم در روز تجلیل از سالگرد استرداد استقلال آن را قرائت کردم و در ضمن از محترم وکیل محمد عثمان خان که دوره اش به پایان رسیده بود خواستم تا پیرامون کار کردهای چهار ساله خود معلومات دهد میخواستم تا گزارش دهی اساس گذاشته شود ومردم وکلاء شان را مورد پرسش قرار دهند و به کسان رای بدهند که شایسته گی داشته باشند و میگفتم ای مردم امانت را به اهل آن بسپارید که توصیه پروردگار است.
کار رای گیری آغاز شد نخست رای گیری در قریه تگاب اشنان به این ترتیب شروع شد: خیمه برای هیئت بپا گردید در مقابل این خیمه اتاق قرار داشت که صندوق ها در آن جابجا شده بود، دروازه اتاق زیر نظر هیئت بود و چند نفر عسکر به محافظت اتاق تعین گردید رای دهنده نزد هیئت مراجعه می نمود نام آنرا از لست مرتبه ری دهنده گان پیدا می کردند و در مقابل آن علامه گزاری می نمودند کاندیدان شخصاً ویا نماینده گان شان جهت نظارت از صحت کار هیئت نیز حضور داشتند هیئت وقتیکه هویت رای دهنده را تثبیت می نمودند و مطمئن می شدند که از جای دیگر نیست بعداً توسط رنگ مخصوص ناخن انگشت سبابه آن رنگ میگردید وبرگه رای دهی برایش داده می شد وی بداخل اتاق می رفت و به نفر مورد نظرش رای میداد رنگ اگر از ناخن پاک میگردید ولی رنگ پوست تا یک هفته باقی می ماند ، وقتیکه کار ختم می شد کارت های سفید داخل صندوق میگردید از طرف هیئت و کاندیدان دروازه آن قفل ومهر و امضاء می شد بداخل اتاق رای دهی جابجا میگردید بعداً دروازه اتاق قفل مهر وامضاء میگردید اتاق از طرف نماینده گان کاندیدان وچند نفر عسکر از طرف شب محافظت می شد فردای آن هیئت و کاندیدان بدروازه اتاق آمده از صحت مهر وامضاء خود را مطمئن می نمودند سپس دروازه را باز نموده صندوق آراء سفید را بیرون میکردند و بداخل خیمه می آوردند و بعد از صحت مهر و امضاء دروازه آن باز می شد وکار آغاز میگردید و پروسه رای گیری شروع می شد وپنج روز به همین گونه سپری گردید.
بجاست که بگویم رقابت در آن وقت سالم بود و ناشی بود از شخصیت های همان زمان و قابل ستایش و تمجید بود نورمهای اخلاقی بر خورد های سالم به جدیت مراعات می شد بین کاندیدان با در نظر داشت رقابت محبت و صمیمیت وجود داشت به نمونه مثال به پیشنهاد مرحوم قاضی محمد خان (صاعد) یکی از کاندیدان همه کاندیدها فیصله کردند که تا ختم رای گیری هیئت انتخاباتی کاندید ها با همکاران نزدیک خود غذایی شب و روز را به نوبت به اتاق هر کاندید مصرف نمایند که شیوه بود نیکو وپسندیده در بین کاندیدان و مردمان حامی وخدماتی شان هیچ نوع بی حرمتی و فعالیت غیر انسانی به مشاهده نمی رسید فعالیت های انتخاباتی و جلب وجذب مردم وجود داشت بر مبنایی معقولیت و ارزشهای اخلاقی نه به شکل که جانب مقابل را انگیزه بالمثل دهد و زمینه جاروجنجال را مساعد نماید.
میخواهم از یک برخورد شعوری هم تذکری داشته باشم به حکم قانون انتخابات افسران و سربازان حق رای دادن را نداشتند شخصی بود بنام میرزا محمد رحیم خان از قریه تگاب اشنان دوست و رفیق عسکری من و داماد نظر محمد خان کاندید زمانیکه به اخذ کارت نزد هیئت مراجعه کرد گفتم بمن رای میدهی یا به خسر زاده ات گفت به خسر زاده ام گفتم چرا؟ گفت بالای من حق دارد گفتم اگر میخواهی رعایت دوستی من وحقوق آنرا بنمائی به هیچ کدام ما رای نده قبول نکرد گفتم اگر به آن رای بدهی ترا مجازات می کنم گفت قبول دارم فرصت دادم تا کارت گرفت گفتم هنوز سر وقت است بیا از این رای بگذر گفت نمی گذرم گفتم اگر مجبورم سازی نمی گذارم رای بدهی فکر کرد که از طریق زور سخن می رانم گفت آنچه را میخواهی انجام بده طرف اتاق رای رفت به هیئت گفتم این شخص اشکال دارد آن را بخواهید مذکور را از دروازه پس گشتاندند نزد هیئت آمد وگفت چه میفرمائید هیئت گفت نادم اعتراض دارد و ما نه، گفتم چند سوال دارم آقای میرزا محمد رحیم خان فعلاً مصروف چه کاری اند گفت فعلاً عسکرم محل کارم یا سربازی ام چغچران میباشد گفتم اینجا برای چه منظور آمدید گفت رخصت گرفتم آمدم تا همراه خسرزاده ام که کاندید است کمک نمایم گفتم میدانید بی خبری از قانون جرم است و این را میدانی که افسران وسر بازان حق رای دادن را ندارند گفت نمی دانم برای هیئت گفتم این قانون انتخابات است و صراحت کامل در این خصوص دارد مطابق این قانون همراه این آقا رفتار نمائید در قانون انتخابات آمده بود کسانیکه خلاف این قانون عمل می نمایند جرم است برای متخلف دو ماه حبس و پنجصد افغانی جریمه نقدی پیش بینی شده بود به صلاحیت هیئت انتخابات بدون در نظر داشت فیصله این جزاء پیش بینی شده تطبیق میگردید چون خودش اعتراف کرده مجالی برایش باقی نمانده بود لذا هیئت کارت را از مذکور اخذ وآنرا باطل اعلان کرد وخودش را تا اخذ تصمیم نهائی به عساکر سپردند این روز مصادف بود به ختم انتخابات دست وپای شفاعت خواهی زد تا هیئت آنرا رها نماید هیئت جواب منفی داد و گفت اگر نادم بگذرد ما هم موافقت می نمائیم وسایل جمع شد و طرف ولسوالی آهنگ سفر نمودم در این لحظه مرحوم قاضی صاحب محمد خان (صاعد) بمن گفت از بهر این کار بگذر من هم قلباً نمی خواستم موضوع رسمی شود گفتم آقای میرزا رحیم خان بزرگان گفته اند از مردی تا نامردی یک وجب راه ست تو قدم نامردی را برداشتی ولی من قدم مردی را بر میدارم به خواهش قاضی صاحب لبیک گفته ترا می بخشم بموافقه هیئت از بند تخلف نا آگاهانه رها گردید کاروان انتخاباتی بمرکز تولک آمد با تاسف در حوزه تولک صرف غذا طور دستی جمعی نقض گردید چون روزهای اخیر بود هرکس کوشش می نمود بیشتر فعالیت نماید شب و روز دید وبازدید پی در پی صورت می گرفت آنچه در آن وقت بسیار شایسته و قابل قدر بود صداقت کاندیدان وهیئت انتخاباتی بود پیش زمینه های قانون انتخابات و محتوای آن طور بود که همه دروازه های جعل ، تزویر ، تقلب وتخلف را سد کرده بود نه برای هیئت انتخاباتی و نه برای کاندیدان مجال بود تا حرکت غیر قانونی انجام دهند مرتکب جعل وتزویر گردند از طرف دیگر صداقت و اعتماد در جامعه آنوقت از جمله صفات حمیده و پسندیده بود کسی نمیخواست خلاف پدید های مثبت در جامعه شهرت پیدا نماید جعل وتزویر کسر شان وسبب کاهش حیثیت خود می دانستند با قاطعیت گفته می توانم اعم از هیئت انتخاباتی ، رای دهنده گان و کاندیدان در فکر خیانت نبودند به آراء اکثریت و انتخاب مردم هرکس احترام داشت هیچکس نمی خواست این اصول زرین صدمه به بیند بدون تردید من شخصاً حاضر بودم به اکثریت آراء سر تسلیم فرود آورم وبرای برنده هرکس که باشد مبارک باد بگویم صادقانه چیز دیگری در مخیله ام وجود نداشت همان زمان همان شرایط همان مردم همان تربیه با یکدیگر همسوی داشتند تصمیم اکثریت واقعی تقدس داشت شما می توانید انتخابات و صداقت آن زمان را با انتخابات کنونی در تمام ابعاد مقایسه نمائید صداقت و عدالت در زمان حاضر نسبت بی تفاوتی اربابان قدرت مسیر خود را گم کرده است سالها طول خواهد کشید که مطابق چهل سال قبل برسیم. این امر عوامل و علل متعدد دارد که این جا بیان آن ممکن نیست ونمی توان با جزئیات تذکر داد.
بهبودی ترقی وانکشاف زندگی سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی مربوط به دو امر است اول داشتن قوانین خوب ، دوم داشتن دولت وحکومت خوب بملاحظه قانون انتخابات آنوقت و مجریین ما اطمینان داشتیم که هیچکس به هیچ عنوان نمی توانست مرتکب تخلفات شود که به نفع آن تمام شود هیئت انتخاباتی به هیچ عنوان برای یک کاندید کمک جانب دارانه کرده نمی توانست زیرا تدابیر و زمینه های کار صادقانه طوری در قانون انتخابات پیش بینی و مساعد شده بود که جلو جعل وتزویر تقلب وتخلف را گرفته بود از اینکه اکنون قانون خوب نیست و دولت وحکومت خوب نداریم لذا دیده میشود دستگاه حاکمه خودش زمینه جعل وخلاف کاری را مساعد کرده دولت مدعی است که دست آورد های بزرگی دارد منجمله تامین آزادی بیان تدویر انتخابات سالم وشفاف وغیره شما چی فکر می کنید و چگونه بر داشت از این ادعا ها دارید آیا به آنها خط صحه میگذارید توجه شما را در یک و دو موضوع جلب می نمایم:
دولت کنونی در قانون انتخاباتی که بموجب فرمان تقنینی نافذ کرده ،برای کاندیدان در شورای قریه وی فراغت صنف دوازده را شرط قرار داده که ساحه کاری آنرا قریه تشکیل میدهد ولی برای کاندیدان عیان (مشرانوجرگه) و کاندیدان مجلس نماینده گان (ولسی جرگه) این شرط را وضع نکرده چه رسد به تحصیلات عالی ونیمه عالی وکلاء پارلمان که قانون وضع می نمایند و از اعمال حکومت نظارت می کنند معاهدات بین الدول را تصویب می نمایند به حکومت یعنی وزراء رئیس استره محکمه و اعضاء آن و برای لوی سارنوال رای اعتماد میدهند بودجه عادی و انکشافی را تصویب می نمایند نباید دارائی حد اقل تحصیل باشند ؛ جواب مربوط شما است ومسلماً باید گفت قانون ناقص ناشی از دولت بی کفایت بد ونا اهل است در قانون انتخابات جدید که بعد از دوازده سال حکومت آقای کرزی وسپری شدن دو دوره انتخابات بوجود آمده و بنام قانون مدرن یاد میشود فقط یک گام به جلو گذاشته شده و آن اینکه برای کاندیدان شورای ولایتی فراغت صنف دوازده را شرط گذاشته اند بدون نظارت از صحت آن زیرا جعل و تزویر بجای رسیده که امضاء معاون رئیس جمهور را جعل کرده اند چه رسد برای ساختن شهادت نامه جعلی چنانچه محمد سرور طاهری رئیس معارف ولایت هرات از طریق تلویزیون بخش خبری هرات به عنوان هشدار به هیئت انتخاباتی هرات گفت تا جائیکه من اطلاع دارم شانزده شهادت نامه فارغ صنف دوازده به امضاء ومهر جعلی معارف برای کاندیدان سال 1393 توزیع گردیده آن اندازه که تا هنوز کشف نگردیده نا معلوم است تا جائیکه من معلومات دارم پنج تن را در شورای ولایتی غور از ولسوالی تولک کاندید نموده هر پنج تن شان شهادت نامه جعلی ساخته اند ،این حرکات می رساند که حکومت بی کفایت است و هر جعل کار خود را مصئون میداند و در قبال حکومت نا اهل و گسترده گی فساد اداری به موفقیت خود امیدوار است وقتی می بینند آقای رئیس جمهور کرزی توسط آراء جعل وتخلف به پیروزی میرسد آنها هم الهام میگیرند موضوعی عمده این است که کمیسیون انتخابات وسمع شکایات آیا می توانند اسناد جعلی را از قید اسناد غیر جعلی تفکیک کنند کارتهای جعلی وتکراری کاندیدان رئیس جمهوری را شناسائی کنند از طریق تلویزیون یک نفر از ولایت ننگرهار اعلان نمود که من کارت های رای دهی جعلی که در پاکستان ساخته شده و نمونه اش این است به مبلغ (300) افغانی میخرم و به مبلغ (800) افغانی میفروشم و تا کنون بسیار فروخته ام کمیسیون انتخابات میتواند از استعمال این گونه کارت های جعلی جلوگیری کرده و می تواند جوابگوئی نماید یا خیر همه را می گذاریم بزمان آینده که پنج ماه بزمان انتخابات مانده به نظر من بهتر است در چنین شرایط و موجودیت حکومت فاسد انتخابات صورت نگیرد که باز دارای رئیس جمهور متقلب وشورا های ولایتی جعل کار باشیم.
میپردازم به اصل موضوع : چگونگی تفاوت در انتخابات امروز و دیروز تفاوت بین اجراآت حکومات گذشته و حکومت حال در حالیکه به گفته مدعیون زمان حاضر را زمان رشد و تخنیک وفرهنگ شمولیت غربی ها در اعضاء کمیسیون انتخابات که گویا مجرب و دانشمند اند و انتخابات را به شکل مدرن پیش میبرند دیدید چگونه انتخابات را در دور دوم ریاست جمهوری انجام دادند همه مردم افغانستان و جهان شاهد اند که در کمیسیون های انتخابات و محکمه اختصاصی رسیدگی بر شکایات چه معامله گری های صورت گرفت (جانکری) وزیر خارجه کنونی ایالات متحده آمریکا و سناتور زمان انتخابات زمانیکه روابط کرزی با آمریکا خراب شد از طریق تلویزیون های افغانستان اعلان نمود که من آقای کرزی را به پیروزی رساندم و بر بالای کرزی منت می گذاشت ضمانت این پیروزی یا بر مبنایی تقلب و جعلی بوده ویا اینکه رفتن انتخابات را بدور دوم جلوگیری نموده و آقای داکتر عبدالله را قناعت داده که انتخابات را بدور دوم نکشاند اینکه آقای داکتر چگونه ، چرا و چه قسم قناعت کرده هم سوالات را در قبال دارد.
این حکومت مدرن وآگاه بر خلاف قانون وتعامل گذشته که هر واحد اداری یک حوزه انتخاباتی بود مردم هر ولسوالی بین خود رقابت انتخاباتی داشتند و هر واحد اداری یک نفر را انتخاب میکرد هر ولایت را حوزه انتخاباتی ساخت به این معنی که هر کاندید میتواند از هر واحد اداری رای بگیرد و هر رای دهنده میتواند به هرکس که میخواهد رای بدهد این طرح برای مردم افغانستان بسیار گیچ کننده وگمراه کننده بود در ولایت هرات تعداد (150) تن خود را در ولسی جرگه بدوره شانزدهم کاندید نمودند عکس های کاندیدان و سنبل انتخاباتی شان در چند ورق رای دهی چاپ گردید قشر بی سواد وکم سواد اعم از مرد وزن بخصوص افراد قراء وقصبات دور دست که به عکس و سنبل آشنائی نداشتند چگونه می توانستند نفر مورد پسند خود را از لابلای چند ورق در بین (150) عکس تشخیص نمایند وبه آن رای بدهند در حقیقت این انتخابات نه تنها غیر مستقیم بود و توسط دیگران آراء استعمال می شد بلکه تخمینی و تخیلی بود که به پایان رسید به این معنی زمانیکه رای دهنده نفر مورد نظرش را نمی یافت ناگزیر در برابر عکس خوش چانش علامه گذاری می نمود و بازهم گفته می شد نماینده گان انتخابی مردم دولت طور شعوری به اینگونه و این سیستم رای دهی زمینه سازی میکرد برای جعل و تزویر اگر دولت واقعاً میخواست کشور از بدبختی وبی سواد سالاری نجات پیدا کند و طرف ترقی و انکشاف رفاهیت و سعادت برود وظیفه به اهل آن سپرده شود لازم بود تا برای کاندیدان شوراهای ولایتی درجه تحصیل را بکلورا ولسی جرگه و سناتورن را لیسانس ، وریاست جمهوری را دکتورا ویا فوق آن شرط میگذاشت بدا به حال ملت بیچاره و رنج کشیده افغانستان که نباید از قید اسارت ، استبداد ، رنج ، فقر وسیه روزی رهائی حاصل نمایند نفرت بر خائنین ملی وسردم داران بی کفایت که هر روز بمردم رنج می آفرینند و راه های پیشرفت و انکشاف را سد می نمایند و امروز شانرا بدتر از دیروز می سازند استبداد ، ظلم ، اختلاس ، رشوت وخیانت را گسترش میدهند ونقش شتر مرغ را بخود گرفته اند اگر برای شان بگوئی بپر میگوید من اشترم اگر بگویی بار ببر میگوید مرغم و کوشش می کنند تا گناهان خود را بدوش دیگران اندازند چهره خود را پشت پرده پنهان کنند اعمال شوم و بدخود را کتمان نمایند باید گفت:
(گر همین ملت است و این حکومت *** وای بـــر حــال جــمله ای ملت)
گفته میشود در قانون انتخابات جدید پنجاه فیصد تغییرات مثبت آمده ملت شاهد خواهد بود که چه تغییرات بعمل آمده وعده های نرم وچرب زیاد شنیده اند ولی صداقت گفتار را تا هنوز در عمل لمس نکرده اند تا جائیکه من میدانم این قانون هیچ تفاوت از قانون قبل ندارد غیر ازینکه به شوراهای ولایتی فارغ صنف دوازده را شرط گذاشته اند آن هم ضمانت اجرایی ندارد یعنی جلوی شهادت نامه های جعلی گرفته نمی شود.
بر میگردم به موضوع قبلی که من کاندید شده بودم از مقدرات الهی و سعی وتلاش طرفدارانم بوظیفه خطیر و پُر مسئولیت وکالت انتخاب شدم شب دهم رای گیری شمار آراء داخل صندوق ها براساس قرعه به محضر هیئت انتخاباتی و کاندیدان صورت گرفت من به گرفتن اکثریت آرأ برنده اعلان شدم در فردای آنروز که وثیقه وکالت به من تفویض میگردید محفل عظیمی در باغ ولسوالی دایر گردید الزاماً باید چیز های را می گفتم آنچه را میخواستم و آرزو داشتم حسب فهم و استعدادم گفتم و در آخر علاوه نمودم وعده من بر مردمم این است تا جای که توانم ایجاب کند در خدمت شان قرار خواهم داشت وعلیه همه پدیده های منفی مبارزه خواهم کرد از موی سفیدان محترم ، کارمندان دولت وهمه جوانان روشن فکر بخصوص معلمین ومتعلمین صمیمانه خواهشمندم تا در راستای ظلم وستم ، رشوت و اختلاس و محو دیگر پدیده های منفی با من همکار و همیار شوند و تامین عدالت اجتماعی را رشد بدهند و تمام مردم در تعلیم وتعلم اولاد های شان سعی وتلاش نمایند زیرا رسیدن به قله های زندگی مرفه و انسانی و محو تمام عقب مانی های اجتماعی در گرو علم است وبس راهی دیگری غیر از این وجود ندارد.
رمز پیروزی ام را این مسایل تشکیل میداد سهم گیری فعال و قاطع علما کرام نظر به تحصیلات خصوصی دینی و روابط عمیقی که با هم داشتیم ، معلمین و اساتید بزرگوار بملاحظه معارف دوستی و علایق جدی و توجه مزیدی که به رشد علم وفرهنگ و دانش داشتم روابطم با نفر های صاحب نفوذ درجه دوم سوم در اکثر قراء این طبقات و اقشار مذکور به ارتباط خاص خودم اربابان متنفذ و شخصیت های ملی و عامه مردم به اعتبار مرحوم پدرم به من رای دادند بعد از اخذ وثیقه وکالت صوب کابل رفتم برهنمائی وکلاء که پیش از من رفته بودند وثیقه ام را بریاست امور پارلمانی که اکنون بوزارت امور پارلمانی ارتقاء نموده تسلیم نمودم از آن طریق من را رسماً به ولسی جرگه معرفی کردند در روز های نخست تصمیم گرفته شد تا بخاطر انتخاب رئیس دائمی برای ولسی جرگه رئیس و هیئت رهبری موقت انتخاب گردد حسب تعامل عبدالرشید خان وکیل سرپل که محسن ترین وکلاء بود رئیس موقت تعین گردید یک نفر به حیث معاون ویکی به حیث منشی تعین گردیدند ، سه نفر هر یک محمد عمر خان وکیل ولسوالی چک ولایت وردک و غلام عثمان خان فرزند غلام فاروق خان از وکلاء کابل که زمان غلام فاروق خان والی هرات بوده، پارک ترقی پیش روی ولایت هرات اثر باقی مانده اوست و غلام ربانی خان شمول زی وکیل ولسوالی مرغاب ولایت بادغیس خود را در پست ریاست کاندید نمودند از جمله سه تن محمد عمر خان وردک که قبلاً وزیر داخله بود وتحت همایه دولت بود موفق شد ، عبدالاحد خان کرزی پدر حامد کرزی رئیس جمهور کنونی کشور به حیث معاون سید مبین شاه امیر از وکلاء هلمند و محمد ناصر پسر سید کیان بحیث منشی اول و دوم برای مدت چهار سال انتخاب شدند . سپس کمیسیونهای ولسی جرگه تشکیل شد بنده به حیث منشی کمیسیون وزارت دفاع انتخاب گردیدم بعد از انتخاب هیئت رئیسه و تعین کمیسیون ها معادل هر وزارت کار اداری تکمیل و طرزالعمل کار ولسی جرگه تصویب گردید زمان آن رسید که صدر اعظم با وزراء آن غرض اخذ رای اعتماد به پارلمان بخش ولسی جرگه معرفی گردد تا اینکه آقای نوراحمد (اعتمادی) به حیث صدر اعظم و وزراء آن از طرف مقام سلطنت وقت به ولسی جرگه معرفی شدند وکلاءء باالنوبه انتقادات خویش را از حکومت گذشته وپیشنهادات و خواهشات جدید خویش را ارایه می نمودند من هم آنچه را میخواستم پیرامون مسایل اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، تعلیمی وتحصیلی ، تجارتی ، صناعتی زراعتی وغیره تذکرات داشتم آقای ببرک کارمل ، حفیظ الله امین مستثناء از سایر وکلاء گپ های سیاسی خود را داشتند در مقابل مولوی محمد نبی قطب مخالف چپی ها چیز های دیگری داشت که ارایه می نمود ایدلوژی های چپ و راست بنمایش گذاشته می شد نسبت بدوره دوازدهم که آقای کارمل نسبت به ارایه اندیشه اش مورد لت وکوپ قرار گرفته بود فضاء آرام تر دموکرتی تر بود گویا گوشها به شنودن ایده های متفاوت و متضاد آشنائی پیدا کرده بر خورد ها و عکس العمل ها لسانی شده بود نه فیزیکی تشویش از مقابله فیزیکی رفع گردیده به عنوان فرصت گویش های اندیشوی مساعد تر گردیده غیر مستقیم یا تعرض علیه کمونیسم بود یا امپریالسم هر کدام از نکوهش ویا ستایش گران بهره می جستند و یکدیگر را سخن باران می نمودند من هم چیزهای را گفتم که درج مجله شورا میباشد ولی در مورد رای اعتماد آنچه را گفتم در اخیر شعرم را خواندم به این مضمون و محتوا:
ای خدایا قوم افغان زارو حیران تابکی
گندم امدادی خارج کفایت کی کند
زینت بازار ما گشته متاع دیگران
پوشش ما شد متاع قرضه از بیگانگان
مفتخر با پوشش اموال لیلامی شدیم
ظلم و استبداد خانان جهالت کیش ما
این کهن سالان ما گر هرچه آید شاکر اند
دسته ارباب گرگانند گوسفند میدرند
آمر و مامور و مادون و پیاده جمله گی
از برای خوردن گوشت رعیت مرتشی
ای عزیزان ای جوانان دست را واحد کنید
دست خائین راکشید از جامعه یک آن زود
از برای ارتقا کشور خود زود تر
صرف قدرت را نمائید جانرا بازید باز
آه سردو رنگ زردو چشم گریان تابکی
احتیاج چپلک مصنوع ایران تابکی
ای خدایا نقد ما بر جیب گرگان تابکی
مرد وزن محتاج او گشتیم حیران تابکی
نا امید از صنعت این قوم افغان تابکی
بر سر هر پیرذال و یا یتیمان تابکی
خون دل خوردن نصیب این جوانان تابکی
این رعیت جمله ویران و پریشان تابکی
خون ملت میخورند زین بیش طغیان تابکی
درکمین است بهرآن چون شیر غران تابکی
مردمان این وطن زین بیش پسمان تابکی
زین اضافه دادن موقع بدزدان تابکی
مال وتن قربان سازید خفته نالان تابکی
جان مجروح قلب پرخون موج ارمان تابکی
نادمت یک تن ز ملت خادم است بر این وطن
خدمت تنــهائی ام بی ســود و سـامان تابکی
از شروع وکالتم تا ختم آن خاطرات گوناگون و متعدد دارم اگر این مرقومه ایجاب می کرد آنها را بیان می نمودم مسلماً ایجاب نمی کند ولی یک خاطره ام را از چگونگی وقوع کودتای محمد داود خان علیه نظام سلطنتی پسر کاکایش محمد ظاهر شاه طور مختصر ولی ثقه به بیان میگیرم میشود بملاحظه آن درک نمائید که کودتای محمد داود چرا اتفاق افتاد تا اکنون هم تبصره های در این زمینه صورت میگیرد محمد حسن شرق که نزدیکترین شخص به محمد داود خان بود هم چیزهای را گفته است کودتا باید اصولاً طور مخفی و بدون اطلاع قوه حاکمه صورت گیرد گفته های محمد حسن شرق عزیز الله واصفی و دیگران تائید کننده همین طرز تفکر است که واقعیت چنین نبوده معلومات که من قبل از وقوع کودتا دارم چنین است قبل از ختم دوره سیزدهم ولسی جرگه وکلاء زیاد کوشش می نمودند تا قانون انتخابات بعد از یک سلسله تغییرات غرض تصویب به ولسی جرگه محول گردد ولی حکومت به نخستین وزیری دکتور محمد موسی شفیق اینکار را نمی کرد وکلاء ولایات غور ، هرات و بادغیس به اتفاق تصمیم گرفتند که به صدارت می رویم برای صدر اعظم توصیه می نمائیم تا قانون انتخابات را که از طرف دولت اصلاحات در نظر گرفته شده تغییرات و تحولات که به عمل آمده به مجلس نماینده گان ارجاع گردد هرگاه این کار را نکرد اخطار میدهیم ما وجمع بزرگ دیگر به مجلس نمی رویم و نصاب مجلس را فلج می نمائیم رفتیم آقای شفیق را دیدیم بعد از شور وبحث ها وعده داد که عنقریب قانون مورد بحث به شورا محول میگردد مطمئن باشید برای انتخابات دوره چهاردهم آماده گی بگیرید به نظرم این تعهد دقیق نبود به عملی شدن آن شک و تردید داشتم حین وداع وقتیکه دستش را گرفتم تذکر دادم آقای شفیق شما شخص عالم دین دانشمندی میباشید که در جامع اظهر مصر تحصیل کرده اید چرا خلاف قول خدا سخن می رانید که میفرماید : (لم تقولون مالا تفعلون.) چرا میگوئید آنچه را عمل نمی کنید برایم گفت نادم صاحب بنشینید چند دقیقه به شما کار دارم من نشستم باقی وکلاء مرخص شدند موسی شفیق برایم گفت وکیل صاحب یکراز است بشما میگویم مشروط براینکه بجای نگوئید اوضاع داخل قصر شاهی خوب نیست سه ماه بعد در کشور رویداد عظیمی رخ خواهد داد که نه صدارت خواهد بود و نه پارلمانی گفتم صریح تر بگوئید یعنی چه گفت سردار محمد داود کودتا میکند واقعاً تا آن وقت معنی کودتا را نمی فهمیدم گفتم کودتا یعنی چه گفت قیام مسلحانه و سقوط نظام را کودتا می گویند بخوبی فهمیده می شود که این حرکت کودتا نبوده بر اساس مشوره خود ظاهرشاه صورت گرفته بود چنانچه محمد ظاهرشاه قبل از وقوع کودتا به خارج رفت و زمینه را به کودتا مساعد ساخت نزدیک زمان موعد که موسی شفیق گفته بود من از کابل به هرات آمدم به هرات بودم که کودتا صورت گرفت توام با کودتا دوام کار پارلمان هم پایان یافت.




.png)