top of page

مرحله دوم:
در سال 1384 خود را در ولایت غور کاندید نمودم در این دوره فعالیت های گوناگون دید وبازدید های اشخاص و افراد و صاحبان نفوذ بیشتر صورت میگرفت سکونت من در هرات بود نمی توانستم در ولایت غور طور دلخواه فعالیت نمایم و تماس های مسقتیم داشته باشم تمام فعالیت من این بود که به بعضی دوستانم خط نوشتم که از وصول شان مطمئن نیستم فعالیت های گسترده ترم این بود که کارتهای را چاپ نمودم که در یک روی آن شعار ها و سنبل انتخاباتی ام و در روی دیگر آن شعر ذیل همراه عکسم به چاپ رسیده بود.
ای برادر نور چشم ای خواهر پر نیک ونام
این زمان دارد وطن چشم امید کار را
بر شما تفویض شد امر عظیم انتخاب
مرد و زن از غور دارند خصلت دانشوری
غور بوده است روزگار منبع علم وهنر
مسجد شهر هرات از همت سلطان ماست
این زمان خارو ذلیل است مردم غور کهن
((حق خود را از دهان شیر می باید گرفت))
از بصارت کن نظر در فوق این مرقومه ام
بر شما وبر همه خورد وبزرگ از من سلام
بهر تسخیر زمان است انتخابات اغتنام
از طریق مسقم وسری و آزادکام
غوریان اند شیر همت مردوزن دریک کلام
ذوب میکرد آهن ومس را غیاث الدین سام
آن منار مرتفع یک شاهد دیگر به جام
وقت آن است تا کشی شمشیر دانش از نیام
از تو دارم التجا وبر تو دارم این پیام
سنبل کارم بود اسپ دوان سوی مرام

بر امید همتت کاندید شـد نادم به غور
برگزینش تا نماید بهر خدمت اهتمام

زمانیکه طرف چغچران میرفتم در مسیر راهم در بعضی قراء ولسوالی تولک ، ساغر ، شهرک و پسابند رفتم جالب این بود من از ولسوالی تولک ، عبدالعزیز خان ساغری و استاد شاه نواز خان از ولسوالی ساغر دوست محمد خان و دگروال عبدالقدوس خان از ولسوالی تیوره و عطا محمد خان از ولسوالی دولت یار خود را از یک جمع و دارای یک طرز تفکر کاندید کرده بودیم غیر از عطا محمد خان هیچ کدام مایان علاقه به گذشت نداشتیم تنها کسی که به من می گذشت عطا محمد خان بود که من نپذیرفتم با اینکه میدانستیم پیروز نمیشویم در مقابل مجاهدین یکپارچه قرار نگرفتیم و در پایان ناکامی را کمائی کردیم.

bottom of page