
مرحله سوم:
در سال 1389 خود را در ولایت هرات کاندید نمودم به گمان اینکه انتخابات وسایر مسائل دولتی در مرحله رشد وانکشاف آزادی صورت میگیرد حضور نیرو های خارجی تمثیل کننده آزادی و تمدن نیروبخش برای پیاده شدن و تامین عدالت فکر می شد وگاه بر تمام پذیرش های اسلام بگونه غیر مستقیم و در لفافه انتقاد وارد می شد در حالیکه رشد وانکشاف آزادی و تمدن اسلامی نسبت به همه تفکرات و ایده ها مقام عالیتری دارد گرچه حالت سیاسی ومدنی اسلام که همیشه در تصادم قدرتها قرار میگیرد اضافه از یک ملیارد پیروان دارد نمیتوان به چشم کم دید در موضوع انتخابات وشبه آن قرآن اضافه از (1400) یکهزارو چهار صد سال گفته است : (خداوند امر میکند امانات را به اهل آن بدهید.) تا کنون بشری که به رشد علم وتخنیک می نازد نتوانسته از این هدایت اسلام چیزی بهتری را ارایه کند و نتوانسته انسان اهل را بر آن تعریف که اسلام دارد تعریف نماید رسیدن جهان اسلام در این مرحله از رشد و انکشاف ما حصله زحمات مسلمان های مقدم و خلاقیت و ابتکار دانشمندان علم ومعرفت ره روان طریقه اسلام است انسانهای نوع دوست بر مبنایی یک اصل واحد انسان بودن برای تامین زندگی مادی بشر در قالب چوکات اسلام نه بلکه در نظر داشت تامین منافعش دگرگونی های متحیرالعقول را بر اصول مکلفیت و مسئولیت وارد میدان زندگی کرده اند.
آری رشد اقتصاد کار وفعالیت ، در سایه اسلام و رعایت کلیه مقررات آن متفاوت است از زندگی غیر اسلامی به این معنی که هیچ فردی در برابر جامعه بری از مکلفیت و مسئولیت نیست زیرا خداوند در قرآن میفرماید که ترجمه اش چنین است : (معاونت بکنید بر تقوا نیکو کاری و معاونت نکنید بر ارتکاب گناه وکسانیکه دشمنی می ورزند . ) همچنان رسول معظم اسلام تمام انسانها را مورد خطاب قرار داد مسئولیت آنها را مشخص ساخته میفرماید:
(( ای مردم بدانید که تمام شما در برابر جامعه بمنزله چوپان می باشید و تمام شما در برابر رعیت خویش مسئولیت دارید.)) حکم آیت قرآن و حدیث پیامبر بزرگ اسلام بسیار واضح و روشن است که تک تک انسانها اعم از مسلمان و غیر مسلمان مشترکاً بدون تبعیض و امتیاز بدون در نظر داشت جنسیت تحت مکلفیت قرار داده میشوند اگر فکر شود ایده اسلامی و غیر اسلامی در انتخابات چه ارتباط دارد باید گفت در این امر طرز دیدگاه ایده ها نحوه مسئولیت ها مطرح است که اسلام چگونه موثر تر ومفید تر است در حیات اجتماعی بدون در نظر داشت اینکه چه کسی مسلمان است ویا چه کسی مسلمان نیست.
من در طول تاریخ حیاتم آرزو داشتم اگر بتوانم مصدر خدمت برای جامعه خود گردم یکی از زمینه خدمت رسانی بمردم وکالت را میدانستم به این امر هم معتقد بوده و هستم که خدمت موثر و فراگیر از طریق داشتن قدرت بهتر صورت میگیرد با مشوره و تفاهم بعضی از غوری هایکه در ولایت هرات زندگی می نمایند خود را در ولایت هرات کاندید نمودم و هدفی دیگری هم داشتم و آن اینکه در ولایت هرات غوری هایکه روی بعضی عوامل به هرات آمده اند تعداد شان زیاد است باید بخاطر زندگی و تامین حقوق شان نماینده در پارلمان داشته باشند تا رسیدن به این هدف مبارزه شود و به شورای ولایتی هرات نیز راه یابند این یک هدف طویل المدت و همیشه گی بود بهمه حال کاندید شدم با فهم اینکه توان مالی نداشتم از عهده مصارف آن معادل کاندیدان دیگر و رسومی را که ایجاد کرده بودند بر آمده نمی توانستم ولی کسانیکه باید به من رای بدهند بسیار بودند و این کار نیاز به زمان داشت که آیا رای میدهند یا نه ، مگر از جعل کاری ها تخلف ورزی ها ونقش بازی کردن پول طوریکه بوقوع پیوست واقعاً پیش بین نبودم متاسفانه در عمل ثابت گردید ، که پول انسانهای متعهد وغیر متعهد ، چهره دوست ودشمن ، نظر متقی وغیر متقی را بسیار به آسانی تغییر میدهد بروی چشم های حق بین و متمایز پرده هموار می کند انسان غیر دانشمند ، نادان و نا اهل را در کنار دانشمند وفهمیده در یک کشتی می نشاند تمام بدبختی های افغانستان عمدتاً ناشی از همین امر است، که در سی وپنج سال شاهد آنیم برای جلب وجذب رای دهنده گان اینطرف وآن طرف زیاد رفتم به ظاهر جواب های مثبت می شنیدم کاندید های متمول و سرمایه داران که:
(ز آسمان زر نریخت بسرش *** یا خودش دزد بود با پدرش)
در کنار مصارف گزاف در تجمعات مردم و صُحف تلویزیون ها ظاهر می شدند گفتار های زیاد به عنوان هدف ومرام تحویل می دادند کمپاین حق مشروع بود هرکس بر اساس خواسته و اراده اش خود را به نمایش می گذاشت و به عنوان انسان دارای هدف و مرام خود را معرفی میکرد مگر بسیار وارونه وغیر واقع بینانه.
من هم میخواستم به تلویزیون مرام خوانی و هدف رانی داشته باشم فکر کردم اگر مطابق به پایه سایر کاندیدان وعده میسپردم در حقیقت دروغی بیش نبود اگر کوتاه و فشرده آنچه بر توان کاری و وظیفه حقیقی ام بود می گفتم نزد مردم اضافه شنو بمعنی خالی بودن چنته فکری و معنوی ام به حساب می آمد بناءً از تلویزیون رفتن صرف نظر کردم عوض هدف ومرام تحت عنوان آرزومندی اوراق تبلیغی را چاپ نمودم کسانیکه هدف عنوان میکنند باید توان و ضمانت اجرائی هم داشته باشند که در وجود هیچ کاندید دیده نمی شد گفتار شان منحیث درک وظیفه نه معقولیت داشت نه الزام اجرائی مگر کاندیدان همردیفم با جرئت و قاطعیت می گفتند چنان می کنم و چنین می کنیم که پیاده شدن آنها در عمل از صلاحیت شان خارج بود و نا ممکن جز از وعده میان تهی وگپ های واهی چیز دیگری نبود به حکم تعامل من هم ناگزیر بودم بهر عنوان باید انتشارات و تبلیغات می داشتم بناءً نوشته های من را به چند دسته تدوین نمودم نخست خواستم وکلاء ووظایف شانرا از نظر خویش به جامعه معرفی نمایم و آغاز سخن چنین بود:
همشهریان عزیز!
بعد از تقدیم ارمغان سلام میخواهم توجه شما را در مورد وظایف قانونی و اساسی وکلاء ولسی جرگه جلب نمایم وکلاء این شاخه پارلمان بهر نحویکه به مجلس راه یافته اند چه مشروع و غیر مشروع ، چه صادقانه وچه از طریق جعل و تزویر وقتیکه از طرف کمیسیون انتخابات که خودش به تخلفات به نحو از انحا دست داشته بحیث نماینده اعلان گردیدند و مکلف به انجام وظیفه می باشند وظیفه اصلی واساسی شان عبارت است از تصویب قوانین ، تائید بودجه عادی وانکشافی ارایه شده دولت ، تصویب تعهدات نامه ها و موافقت نامه های دولت با کشور های خارجی ، نظارت از چگونگی تطبیق قانون و مصوبات توسط قوه اجرائیه ، نظارت از اعضاء کابینه در تطبیق وظایف شان دادن رای اعتماد و یا رد آن در برابر کابینه. والی ، قوماندان ، رئیس ، ولسوال مقرر کردن ویا تغییر وتبدیل شان وظیفه وکلاء نیست این حق را دارند از کار های خوب و بد آنها بمراجع ذیربط اطلاع بدهند ارگانهای ذیربط فوقانی مکلف اند به حال شان رسیدگی نمایند مجازات ومکافات را علیه آنها تطبیق نمایند بسیار شایسته است مجموع وکلاءی یک ولایت ویا یک حوزه به اتفاق پیشنهادات خود را برای رشد ، اقتصادی ، اجتماعی ، تحصیلی وسایر خدمات منافع ارزشمند عمومی را به حکومت ارایه نمایند و همواره از تطبیق آن پیگیری نمایند قوه مقننه نسبت به دو قوه دیگر لوی سارنوالی و استره محکمه در پیشگاه مردم مسئولیت خاص وبیشتری دارند زیرا وضع قانون اگر اثرات مثبت داشته باشد ویا منفی ارتباط میگیرد به تمام افراد کشور اما تعقیب عدلی و فیصله جرایم ارتباط میگیرد به انسانهای محدود بخاطر رفع این مسئولیت لازم است تا همراه دو قوای مستقل دیگر روابط تنگاتنگ را داشته اتحاد و همکاری را ایجاد نمایند و به عنوان یک عمل حسنه آنرا مرسوم سازند با همآهنگی کامل ، حسن نیت و صمیمیت به امور مردم رسیدگی نمایند تا جائیکه مشاهده میشود عوض اینکه این قوه مصدر وحدت باشد بین خودشان چند دستگی تشنج و عداوت وجود دارد که از تشنجات لفظی گذشته بر خورد های فیزیکی بین وکلاء مرد و زن بوقوع می پیوندد که قطعاً چنین حرکات به نفع ملت نبوده زیان های زیادی را در پی دارد وگاه مردم قربان این احساسات میگردد در صورتیکه من موفق شوم سعی وتلاش می نمایم تا روحیه همکاری ، تفاهم و همآهنگی بین سه قواء ایجاد گردد خوبتر وبا ارزشترین کار این است که حد اقل سه ماه یکمرتبه با داشتن آجندا مشخص کابینه و هیئت رهبری هر دو مجلس پارلمان ، استره محکمه و لوی سارنوالی زیر نظر رئیس جمهور جلسه نمایند نواقص را در تمام سطوح رفع نمایند و برای بهبودی در تمام عرصه ها تصمیم بگیرند آقای رئیس جمهور یا به این امر ارزش قایل نیست یا اینکه تحمل آزادی بیانرا ندارد یا میترسد که از گفته های اعلنی مسئولیت ها متوجه خودش میشود یا تیم کاری داخلی آن ویا همکاران خارجی آن برایش دست باز نمیدهند .
در صورتیکه مبارزه پارلمانی ام با همه سعی وتلاش در این مورد و صدها مسایل دیگر بجای نرسید و به آرزو های معقول و مشروع ام که جز منافع مردم چیزی دیگری نیست بموفقیت نایل نگردیدم آنگاه معذورم و در حقیقت بحد توانمندی ام رفع مسئولیت و انجام مکلفیت کرده ام خارج از وسع و طاقت خداوند عزوجل هیچکس را مکلف نمی سازد.
دسته دوم کار تبلیغی ام که بیشتر روی آن تمرکز نمودم و مفاهیم گسترده داشت این طور شکل گرفته بود: بسم الله الحمدالله والصلواة والسلام علی رسول الله (ص).
سید محمد رفیق نادم کاندیدای ولسی جرگه .
ما زنـده بـــر آنـیم که آرام نگـیریم
موجیم که آسوده گی ما عدم ماست
واقعیت چنین است که من بر مردم خود عاشق گونه علاقه مفرط دارم از صمیم قلب برای هر فرد جامعه سعادت ، رفاهیت و زندگی اسلامی پُر از شرف وعزت و وقار طلبگارم ، متنفرم و زجر میکشم که اشک مصیبت از چشم خون فشان برخسار مردمم نمایان میشود و بدامان مایوسی حرمان و نا امیدی شان سرا زیر می گردد نمیخواهیم مردم آزاده با حرمت و پُر غرورم رنج و داغ غربت و هجرت را طور جبر و اکراه بیش از این تحمل نمایند و به آتش ذلت بسوزند و بار گران بدبختی عقب مانی فقرو تنگدستی را با کمر خمیده بدوش بکشند نمی پذیرم هموطنان وهمشهریانم طعنه بیگانگان را بنام مهاجر شنوند سزاوار نمی دانم مردمم در پی تهیه لقمه نانی غیر حق بی موجب به نحو از انحا زیر نام های مختلف قربانی گردند و به کشور های اجنبی حلق آویز گردند این بدتر از ظلم و استبداد است که یزید در کربلا انجام داده ، همیشه وهر آن بدون تردید و مبالغه من با غم و شادی مردم خویش شریک میباشم بلا استثناء مردم را از خود و خود را از مردمم میدانم به غم و مصیبت شان اندوه ناک به شادی وسرور شان شادمان میگردم ، به برهان ضرورت نیست همه میدانیم که وطن ما به آتش ونایره جنگ سوخته وبدست بیگانگان وفرزندان خود فروخته ،َ نا اهل ، فریب خورده ، بی دانش ، نا عاقبت سنج ، دنباله رو وبی سواد به مخروبه مبدل گردیده که به بازسازی عظیم نیازمند است مردم ما محل سکونت میخواهند بخصوص هموطنان مهاجر ما و همه شهروندانی که در سر زمین خود زیست دارند به امنیت مطمئن وسراسری و به مصئونیت کلی وهمیشگی اشد ضرورت دارند اما از عدم این نعمت بزرگ بسیار رنج می کشند در گذشت زمان در نتیجه اعمال ضد انسانی بروح و روان مردم ما صدمه جبران ناپذیر وارد گردیده به استرداد صحت روحی و جسمی در انتظار اند به اقتصاد قوی ورسیدن بمرحله خود کفائی می اندیشند رسیدن به تجارت ، زراعت میکانیزم ، صنعت پیشرفته دام داری وباغ داری خوب فکر می کنند ، اطفال ، جوانان برای تعلیم وتحصیل اعم از مردو زن به مکتب ، مدرسه ، دانشگاه کتاب لوازم درسی ، لابراتوار کمپیوتر وسایل پیشرفته مدرن جهانی ضرورت دارند ، مردم آزادمنش ما مسلمان واقعی وصادق اند به اسلام و احکام عالیه و نجات بخش آن عاشق و دلبسته اند نمیخواهند در پیکر مسلمین و حیثیت اسلام نه طور جلی و نه طور خفی زیر پرده های کشنده و مزورانه ضربه وارد گردد ، آرزو دارند تا مسلمانها مشت واحد و آهنین به دهان بدخواهان اسلام و مسلمین بکوبند ، مردم برای بقا و دوام زندگی مسالمت آمیز وشرافتمندانه حاکمیت قانون آسمانی و موضوعی را بدون تبعیض و امتیاز میخواهند که تامین کننده عدالت اجتماعی و محو کننده فساد و بدبختی میباشد بخاطر بهبود امور دولتی ، سیاسی ، آزادی و تامین حقوق و نابودی پدیده های منفی در تمام سطوح با کارمندان ماهر ، متخصص ، مجرب ، صادق ، با وجدان ، متعهد و فعال خستگی ناپذیر ضرورت دارند ، زندگی درست ، احترام متقابل عدم تجاوز به امور داخلی کشور های دیگر از آرزو های دیرینه شان بوده است ، میخواهند با همه کشور های منطقه و جهان با بهترین وجه روابط داشته باشند و بالآخره مردم ما دولت خدمتگار ،قوی ، صادق ودانشمند ، مبتکر و متعهد ، عاری از همه تعلقات که قانون را یکسان تطبیق نماید به آرزو های معقول و منطقی شهروندی شان پاسخ مثبت بدهد و کشور را از چنگال بحران های محو کننده نجات بدهد ، زندگی مادی و معنوی شان را رشد بدهد خود آن دزد نباشد و جلوی دزدان را بگیرد وظیفه را به اهل آن بدهد اشد ضرورت دارند آنچه گفته آمدیم آرزو یکفرد ویا یک قوم نیست بلکه آرزوی همه ملت افغانستان میباشد بناءً به عنوان حسن نیت و امید اینکه اگر بتوانم مصدر خدمت بشوم برای بر آورده شدن آرزو های مردم خویش خود را متکی به قدرت و مرحمت خداوند عزوجل و حمایت شما انسانهای با احساس و رنج کشیده کاندید نمودم آرزو ندارم مانند کاندیدان دیگر خارج از توانم زیر نام تبلیغات و کمپاین گویش های کلان وبلند پروازی های بیجا داشته باشم و نمیخواهم وعده های انجام کار های نا ممکن که مرسوم گردیده و از هر طرف بگوش میرسد ارایه نمایم در حالیکه ضمانت اجرائی وجود نداشته باشد گفتار غیر مسئولانه و نادرست میباشد زیرا گفتار که عمل را در پی ندارد از طرف خداوند ممنوع قرار داده شده از جانب دیگر بسیار گفتن بذات خود دال بر عمل ناکردن است چنانچه سنگ کلان گرفتن بمعنی نازدن است آنچه که من بر آن تعهد می سپارم نه بحکم هدف است بلکه بمعنی داشتن آرزو و خواستن مشروع است زیرا تعین هدف و استراتیژی از نگاه تعاملات سیاسی و دولتی مستلزم عمل است عمل کردن قدرت قانونی و صلاحیت اجرائی میخواهد که داشتن این دو نیروی لازمه برای نماینده گان دور از واقعیت است انسان احتمالاً در نتیجه جدو جهد و قبول زحمات شباروزی و داشتن پلانهای عمیق ودقیق به آرزو هایش خواهد رسید نه حتمی و قطعی لذا اگر خداوند کریم و توانا خواست و شما دوستان بمن اعتماد نمودید و رای دادید و من موفق گردیدم در پهلوی صدها آرمان و آرزو تحقق آرزو های عمده وفشرده را که بسیار با ارزش است ذیلاً خواهانم:
1. تطبیق بلا انحراف احکام دین مبین اسلام در تمام سطوح زندگی ، گسترش تعلیمات اسلامی و تمام علوم معاصر برای همه گان بشرط ایجاب نماید الی دورترین قراء وقصبات ولسوالی ها به شیوه اصول متاوزن مساعد کردن زمینه های بهتر تحصیل در داخل وخارج کشور بدون تبعیض و امتیاز ، حفظ و حمایت اسلام و مسلمین از دست بازی های دشمنان دین منسوخ شده و دیگر معاندین و اغواگران ، بلند بردن فرهنگ عالی اسلامی در تمام عرصه های زندگی ، جلوگیری از تهاجم و رسوخ ونفوذ فرهنگهای ضد اسلامی مبتذل و گمراه کننده که به هیچ وجه با فرهنگ اسلام و روحیه مسلمانان تطابق ندارد ، احترام به سنن ، رسوم و عرف و عادات پسندیده مردم که با اسلام در تضاد و تقابل قرار نداشته باشد.
2. تامین امنیت سراسری در کشور ، بستن دروازه های ورودی بروی مخالفین ، قاچاق بران داخلی و خارجی ، تخریب کاران و بدخواهان ملت افغانستان از مجاری بین المللی ، تقویه و پرورش قوت های امنیتی بروحیه صداقت پسندی ، وفاداری ، وطن پرستی و حفظ حیثیت نوامس ملی از نگاه انگیزه معنوی و از لحاظ انجام وظیفه بلند بردن سطح محاربوی ، مجهز سازی به سلاح های مدرن جهانی حفظ و تعین سرحدات کشور مانند سایر دول حل مسایل مرزی (خط دیورند) با کشور پاکستان از طریق سازمان ملل متحد و دیگر سازمانهای حقوقی جهانی .
3. تصویب قوانین جدید مورد نیاز جامعه و تجدید نظر بر قوانین نافذه بشمول قانون اساسی مطابق روحیه اسلام و ایجابات عصر وزمان با در نظر داشت امکانات اجرائی آنها.
4. رشد سیستم زراعت بر مبنایی میکانیزم ، توزیع ماشین آلات مختلفه زراعتی ، کود کیمیاوی قرضه های قصیرالمدت و طویل المدت ، ادویه ضد حشرات و آفات برای دهاقین جلوگیری از کشت کوکنار وسایر مواد مخدر این دشمن بشریت جلوگیری جدی از تمامی مشتقات مواد مخدر پروسس و ترافیک آن از زمین وفضاء.
5. توزیع زمین های بکر وبایر به اندازه معین برای مستحقین که خود بالای آن کار نماید تا مافیا زمین بوجود نیاید جهت تولید گندم وسایر قلات اضافه از حد نیاز ، مهار نمودن آبهای جاری در کشور جهت آبیاری زمین های بایر ولامزروع ، ایجاد شبکه های برق تاسیس پروژه های زراعتی دولتی و پروژه های سکتور خصوصی ومختلط ترویج زرع نباتات مفیده کوهی و دشتی در سطح وسیع و گسترده بخصوص کشت زعفران ، ترویج و تقویه پیله وری و پروژه های زنبور عسل وغیره.
6. کمک اساسی و چشم گیر برای باغداران ، ترویج نهال های اصلاح شده خارجی بازاریابی مارکت های جهانی برای فروش محصولات باغ داری و دیگر تولیدات وطنی ، اعمار سردخانه ها برای حفظ ونگهداشت محصولات تازه الی زمان فروش چه در داخل و چه در خارج.
7. تقویه سکتور مالداری ، تثبیت علفچر های عمومی برای مالداران متوطن و کوچی ، تهیه مسکن به کوچی ها سرشماری و احصایه گیری کل نفوس افغانستان توزیع تذکره تابعیت به کافه ملت ساکن در افغانستان و آنعده نفوس که از کشور های خارج بر میگردند.
8. تلاش جدی وخستگی ناپذیر در اخراج اضافه از چهارصد نوع معدن که ستون فقرات اقتصاد کشور را تشکیل میدهد ، رشد دادن صنایع ثقیله و خفیفه ، دسترسی به انرژی ها معمول جهان به تناسب معیار قبول شده جهانی ، رشد صنایع دستی در روستا ها وقصبات کشور ارزیابی مارکتنگ فروش آنها .
9. تاسیس و تقویه فابریکات تولیدی در سطوح مختلف ، استفاده اعظمی از مواد خام وطنی ، سرمایه گذاری های خصوصی ، دولتی و مختلط در سطح ملی وبین المللی در داخل و خارج کشور ، رشد تجارت دو جانبه با کشور های خارج بررسی و نظارت بازار عرضه کننده گان کالا و محاسبه نفع و ضرر اجازه توزیع کالا بر مبنای عدالت و انصاف جلوگیری از بازار آزاد لجام گسسته و خود ارادیت وخود مختاری.
10. توظیف کارمندان خدمات ملکی و نظامی بر اساس اهلیت ، صداقت ، شایستگی و وفاداری نه بملاحظه اسناد جعلی تجارتی که در حقیقت عالم نه سارق علم اند.
11. توجه به افزودی معاشات بدون در نظر داشت امتیاز و تبعیض طور یکسان بر اساس رتبه نه بست ، توزیع کوپون مساویانه بطور سپسایدی اخذ مالیه و محصول بملاحظه قانون طور مساویانه.
12. مبارزه بی امان علیه فساد اداری ، رشوه ستانی ، اختلاس ، جعل وتزویر ، حق تلفی ، ستمگاری بی عدالتی در صورت ثبوت جرم بعد از تطبیق حکم محکمه از وظیفه طرد ابدی گردد و بار دوم در ادارات دولتی مقرر نگردد ، اصول زرین اصلاحات یعنی مکافات و مجازات در برابر کارمندان رعایت وتطبیق گردد ، اداره اصلاحات اداری وملکی که بجز از فساد محروم ساختن شایسته ها وجا دادن نا اهل ها کار دیگری را تا حال انجام نداده لغو گردد.
13. ایجاد زمینه های لازم برای کار و اشتغال به منظور باز گشت افغانان جلب کمک های جهانی بخاطر خروج تمام مهاجرین از کشور های خارج داوطلبانه مطابق جدول مرتبه زمانی استفاده اعظمی از توانمندی ها و آموخته های شان بر مبنایی ضوابط و اهلیت نه بر مبنایی روابط و توصیه ها ، تقویه مطبوعات ، رسانه های خبری ، کار های ژورنالستی بملاحظه قانون معین ، حفظ وترمیم میراث های فرهنگی و آبده های تاریخی ، باز خواستن تمام اشیاء تاریخی افغانستان که در خارج انتقال داده شده اعم از زمانه های دور و نزدیک ، پخش برنامه های آموزنده از تلویزیون عوض برنامه های مبتذل ضد اخلاقی و ضد انسانی.
14. ایجاد و احداث خطوط آهن مطابق ظرفیت های هر ولایت ، احداث سرک های جدید پخته کردن سرک حلقوی و دیگر سرک های ضروری ، بوجود آوردن تسهیلات در مسایل ترانسپورت هوائی و زمینی .
15. رعایت حقوق حقه همه افراد کشور اعم از مرد و زن مطابق اصول و قوانین موضوعه ، توزیع معاش مناسب برای وارثین شهداء واقعی ، معلولین ، معیوبین ، متقاعدین و کهن سالان فاقد عاید ، جمع آوری اطفال سر سرک توجه به اعاشه ، اباته و تربیه سالم شان .
16. توجه خاص به جوانان و نو جوانان در زمینه های تقویه فیزیکی از کانالهای ورزشی.
17. اعلان منع استعمال دخانیات جلوگیری از تو رید سیگار از کشور های خارج وزرع تنباکو در داخل کشور.
18. جمع آوری عشر و ذکواة و توزیع آنها به مستحقین واقعی برویت لوایح و مقررات خاص .
19. تداوی معتادین به بهترین وجه جهت نجات این قشر جامعه.
اوراق تبلیغی دیگرم به این عبارت تنظیم شده بود:
هموطنان عزیز السلام علیکم و رحمت الله وبرکاته:
طوریکه میدانید تعداد (150) نفر بشمول اینجانب را در وکالت ولسی جرگه در هرات کاندید نموده ایم با تاسف عده جهت جلب وجذب مردم شعار ها اهداف و وعده های متحیر العقول غیر قابل قبول را عنوان نموده اند عده اعمار مسجد ، ترمیم ، تهبیه فرش و لوازم آن را خالص به رضای الله فقط در یکزمان معین عده به اعطای وجوه گزاف نقدی و جنسی حاتم گونه ، عده سوء استفاده از وظیفه مانند اداره شاروالی و ریاست برق وعده توزیع نمرات زمین و تمدید لین های برق طور سخاوت مندانه برای بدست آوردن آراء مردم به سم پاشی مبادرت ورزیدند ، عده از قدرت نظامی برخی از پُست های ملکی دولتی بعضی استفاده از نام جهادی ، عده از زور وبازو مردم را تهدید تخویف و تطمیع می نمایند این حرکات جنون آمیز از طرف آن عده وکلاء صورت میگیرد که وابسته به دولت اند مستقیم یا غیر مستقیم ، عکس العمل کمیسیون انتخابات و سمع شکایات را در برابر این رویداد های مشهود و اظهر من الشمس انتظار میبریم . و اینکه دولت در تامین امنیت ، تدویر انتخابات شفاف همگانی ، مشروع و معقول چگونه عمل خواهد نمود زود است که واضح گردد . بنده که نه ثروتمندم ، نه صلاحیت نظامی دارم ، نه سابقه جهادی و وابستگی تنظیمی نه بوعده های فریبنده غیر عملی متکی ام چه خواهم کرد جواب روشن است توکلم به خداوند عزوجل تکیه گاهم شما مردم شریف و آگاه خصوصاً علما و دانشمندان و صاحبان خرد و بصارت و جوانان متعهد میباشد .
آنچه مسلم است و با قاطعیت میتوانم گفت قصد خدمت و پیاده شدن آرزو های نیکی برای وطن و مردم خود دارم فشرده آرزو هایم چنین است:
بهر هر هموطنم صلح و امان میخواهم
دین اسلام که سرتاج همه ادیان است
علم و تخنیک معاصر خرد و فهم فنون
عزت و جاه وجلال وشرف فروشکوه
ثروت جوف زمین بام فلک بهرتو است
فقر و تنگدستی و تفریق وتعصب همه را
تک تک هموطنم مردمک چشم من است
نه دگر شرق مکدر و نه دگر غرب غروب
نه دیگر غرب قریب و نه دیگر شرق شریر
حریت خواهم وکاین لازمه زیست وبقاست
وضع مجموع قوانین کنم از شرع نبی
آرزوی دل خود طور عیان میخواهم
رهنمایی همه گی خلق جهان میخواهم
برتو ای نسل جوان شمع فروزان میخواهم
همه را برهمگی پیرو جوان میخواهم
تا که آری به کفت برتو توان میخواهم
دور زین جامعه وملت افغان میخواهم
خرم و خوشدلی جمله فراوان میخواهم
نه دیگر فتنه ازین ونه ازان میخواهم
زین دو دوری مزور سلم جان میخواهم
نه غلامی و اسارت ز غلامان میخواهم
عدل وانصاف وسیع را به همگان میخواهم
بهر ختم سه دهه جنگ تباه کن نادم
از خداوند مدد ولطف کران میخواهم
این ورق نیز تکثیر شد و به جامعه تقدیم گردید اما شرایط طور فعال گردیده بود که این چنین گفتار ها خواننده نداشت اگر داشت اثر نداشت سه موضوع در جامعه مطرح بود که هر کدام در تعین سر نوشت کاندیدان نقش عمده داشت اول پول دوم زور سوم جعل وتزویر ، جعل وتزویر مقام برتری داشت وبسیار به ساده گی از طرف مشاهدین و کارمندان کمیسیون انتخابات صورت میگرفت این زمینه را دولت در پروسه کار مساعد ساخته بود به این معنی برای کاندیدان حق داده شده بود که برای خویش ناظرین تعین نمایند من آنقدر نفریکه ناظر تعین نمایم نداشتم یکصدوپنجاه ناظر داشتم آنانیکه بیشتر دسترسی داشتند دو الی سه صد نفر تعین کرده بودند حد وسطی دوصد نفر را قبول نمایم در یک اتاق که نماینده گان کمیسیون انتخابات کار می نمودند ده نفر قبول نمایم پنج عدد میز کار هم در آنجا جابجا باشد چه قسم اتاق باید باشد که دو صد و ده نفر در آن گنجایش داشته باشد از مجموع ناظرین کاندیدان بیست نفر دور میز ها جمع شده از کار نظارت می کنند متباقی چه نقش دارند در حالیکه ابداً اتاق که ظرفیت دو صد و ده نفر را میداشت در تمام افغانستان وجود نداشت و ناظرین نظارت کرده نمی توانستند زمینه مساعد بود برای جعل کاران که قبلاً تفاهم صورت گرفته بود تا زمانیکه انتخابات به همین شیوه دوام داشته باشد دامن جعل ، تزویر ، تخلف بیشتر گسترده گردیده شاهد انتخابات شفاف نخواهیم بود هرگاه مانند دوره محمد ظاهر شاه هر واحد اداری یکنفر وکیل داشته باشد هم انتخابات شفاف میباشد و هم این چنین وکیل مسئولیت مستقیم در برابر مردم حوزه انتخاباتی خود دارد اکنون بصورت مشخص از کدام حوزه معین هیچ وکیلی احساس مسئولیت نمی کند واحد های اداری که از خود وکیل ندارد در حقیقت حق ندارند وکیل که از کهسان تعین شد هیچ اطلاع از اوضاع ولسوالی چشت ندارد ونمی تواند اطلاع حاصل کند در واقعیت ولسوالی چشت شریف نماینده در پارلمان ندارد بهمین ترتیب در سایر ولسوالی ها فکر نمائید.




.png)