top of page

• رسوم سنن و عنعنات :
رسوم و عنعنات مردم بخصوص اقوام سادات مخالف شریعت نبوده اعمال نیک و پسندیده بودند قابل ستایش داشتند ،بهترین همه این بود که اشخاص میان سن و کلان اکثر اوقات خصوصاً در شب های دراز در یک خانه جمع می شدند کتاب های بیدل ، مثنوی ، حافظ ، شهنامه ، لیلی و مجنون ، یوسف وزلیخا ، و نخشبی را میخواندند نفریکه عالمتر بود به سوالات جواب میداد کتاب نصرالدرر ، سیرت النبی و غزاوات را زیاد میخواندند تا از روش و سیرت نبی بزرگوار و فتوحات اسلام مطلع شوند . رسم ستودۀ دیگر این بود اگر مریضی پیدا می شد و مریضی اش طولانی میگردید هر شب چند نفر از همسایه های دور و نزدیک بعد از صرف غذا به خانه مریض می رفتند تا صبح بالای سر مریض می نشستند و فامیل مریض را اجازه میدادند تا استراحت نمایند دوا و دکتور وجود نداشت گاهی مریضی ها تا چهل شب طول می کشید . در روز های عید مردم طور دسته جمعی خانه به خانه به عید مبارک می رفتند در عید های رمضان شیرینی می خوردند و در عید قربان اکثراً از گوشت قربانی شوروا تهیه میکردند نان میخوردند این وضع تا سه روز دوام داشت ، هرگاه شخصی قصد عروسی میداشت چند شب قبل از عروسی بنام پیش توی شب ها جوانان به خانه داماد جمع شده ساعت تیری نموده بازی های محلی خواندنهای یک نفری ، دو نفری ، و دسته جمعی می کردند و دایره می زدند که علامه شادی و خوشی بود نزدیکی عروسی داماد همراه یک و دو نفر موی سفید بخانه هایکه دارا بودند می رفت بنام (نیمارو) کمک میخواست کسی گوسفندی ، کسی گاوی ، کسی اسپی ، کسی پول نقد ، کسی گندم ویا دیگر جنس برایش می دادند برای تهیه سوخت قریه را خبر میکردند که هیزم بیاورند عده از جوانان در کوه ، عقب هیزم می رفتند وقتیکه بر می گشتند بالای بار های هیزم بیرق های رنگ به رنگ نصب می کردند نزدیک که می شدند دو نفر خواننده پیش روی شان می رفت خوانده و دایره زده آنها را بخانه داماد می بردند بعد از صرف نان رخصت می شدند داماد به تناسب مردمی را که به عروسی دعوت میکرد نان تهیه می نمود چند گوسفند ویا گاوی را ذبح میکرد شوروا می پخت بعد از صرف طعام عقد نکاح صورت میگرفت سپس بازی های محلی از قبیل کشتی گیری ، اسپ دوانی ، نشان زنی و مسابقه دوش جوانان آغاز می شد برای برنده مقام اول از طرف فامیل داماد جوائزی توزیع می شد ، گاه اتفاق می افتاد که اهالی یک قریه طور دسته جمعی محفل (ختنه) سوری را دایر می نمودند قراء دور و نزدیک را دعوت می کردند بعضی اوقات این محفل تا سه شبانه روز دوام پیدا می کرد به انجام بازی های عنعنوی و عرفی محفل را سرگرم می ساختند . شاید از نظر عده دانشمندان و اهل قلم تذکر چنین موضوعات فاقد ارزشها و مزایای تاریخی باشد من گمان دارم بد نخواهد بود تا رویداد ها عرف و عنعنه رسم و رواجها را بدانیم که زاده یک فرهنگ است از طرز زندگی مردم خود با خبر باشیم و رشد وانکشاف زندگی کنونی را با زندگی گذشته در ابعاد مختلف و عرصه های گوناگون مقایسه نمایم این یک امر مسلم است که سیر تاریخ و زندگی بشر تا یوم موعود توقف نمی کند تاریخ نگاری در پهلوی سایر علوم رشد و تکامل می کند و گویش های آن ماندگار میباشد . بازگوی واقعات و حادثات که در زندگی بشر اتفاق افتاده از لفظ قرآن قصه گفته شده لذا ارایه قصه و تاریخ حسن وزیبائی وصبغه شرعی و مجوز قرآنی دارد خداوند قصه حضرت یوسف و زلیخا را در قرآن احسن القصص گفته است تذکر قصه و تاریخ که ظرافت های قلمی عفت کلامی و اخلاقیات اسلامی در آن رعایت شود از اهمیت و جایگاه خاص بر خوردار است حکمت و فلسفه اساسی در تذکر واقعات تاریخی ،در ضمن اینکه از گذشته ها اطلاع حاصل می کنیم باید محسنات آن را اخذ نموده در عمل استفاده نمایم و از بدی های آن به پرهیزیم تاریخ بهترین آموزگار وسر مشق زندگی می باشد چنانچه گفته اند :

هرکه نا موخت از گذشت روزگار *** هیچ نا موزد ز هیچ آموزگار

bottom of page