top of page

• موسیقی و انواع آن:
موسیقی بالای روح و روان انسانها و حیوانات اثر میگذارد زمانیکه آواز موسیقی و دیگر آواز ها را می شنوند برای آنها دیگر گونی های خاص رونما میگردد نشاط و سرور می بخشد اثرات موسیقی هند بالای مارهای کشنده ، آواز دختر هندی بالای گوسفندانش ، و آواز حدا خوان عرب بالای شترانش از جمله عجائب و اعجاز نماست از اثرات موسیقی بالای مار می گذریم چون تلویزیون ها بکرات آن را نمایش دادند اما در باره آواز دختری هندی و عرب حداء خوان روایات دردست است میگویند دختری بود در هند گوسفندان خود را می چرانید زمانیکه به آواز خوانی می پرداخت تمام گوسفندان بگرد آن جمع می شد و از چرا باز می ماندند خواندن را تعویض می کرد گوسفندان متفرق می شدند وبه چراگاه می رفتند روزی خواننده مشهور و پر آوازه هند (هیگل) یا کسی دیگر از راه می گذشت دختر گوسفند چران هنرش را به نمایش گذاشت هیگل برایش گفت این تاثیر از هنرت نیست آنها را عادت به چنین کار داده ای هیگل براه رفتن دوام داد دختر از گفته آن متعجب و متاثر شد وبه تعقیب آن در حرکت شد تا آنرا بشناسد که این چه کسی بود هنرش را نا دیده گرفت راه از بین جنگل می گذشت ناگاه از بین جنگل شیری بطرف دختر آمد دختر از خوف زیاد غیر عادی چیغ زد هیگل متوجه شد که شیر بدختر نزدیک شده برگشت و به آواز خواندن شروع کرد شیر با دهن باز بجای خود استاده شد هیگل خوانده خوانده کم کم به شیر نزدیک می شد شیر از قهر و غضب باز مانده بود هیگل دستش را بطرف سر شیر برد وسرش را دست کشید شیر طرف جنگل رفت هیگل گفت دختر جان این است هنر که شیر درنده وحشی را رام و فرمان بردار سازی نه گوسفندان اهلی خانه گی را دختر دستش را بوسید و بر گشت .
در قسمت عرب حدا خوان این چنین آمده است : حداء نوع مخصوص از خواندن است شخصی تجارت پیشه بخانه عربی در گذرگاه راه مهمان گردید دید در گوشه مهمانخانه دست و پای یک نفر در زنجیر بسته است در تعجب شد که وی مرتکب چه گناه شده باشد وقتیکه نان آوردند مهمان گفت تا قصه این مرد را برایم نگوئی نان نمی خورم صاحب خانه گفت این غلام من است تا کنون چند دانه شترم را کشته نان بخورید قصه آنرا میگویم این غلام اعتمادی من است همیشه با غافله تجارتم همراه میباشد زمانیکه یکشتر بار خود را برده نمی توانست بار آن را بدوش شتری دیگر میگذاشت و بخواندن شروع میکرد شتر ها از خواندن آن مست می شدند براه خود دوام میدادند زمانی متوجه می شد که شتر گران بار چپه می شد ومی مرد مهمان قبول نکرد صاحب خانه گفت عملاً بشما نشان میدهم به غلامان خود گفت شتر ها را امشب علوفه زیاد بدهید و به آنها آب ندهید فردا مهمان ومیزبان لب دریا رفتند و گفت شتر ها را بیاورید که آب بخورند نزدیک آب رسیدند غلام حدا خوان را گفت بدور استاده شو بخوان همینکه بخواندن شروع کرد شترها روی خود را از آب گشتانده نزد غلام آمد آنگاه مهمان قبول کرد.
خودم از کابلی ها شنیدم که گفتند محمد عمر رباب نواز مشهور کشور یک شب در پغمان چنان رباب نواخت که مارها از زمین و مرغان از هوا به اطراف آن آمدند .
هرگاه موسیقی را از وسایل ساخته شده دست بشر جدا سازیم بهترین ونشاط آفرین آواز نوای بلبلان و دیگر مرغان است بخصوص بلبلان سکناپذیر باغهای جنت نشان ولسوالی ساغر که سحرگاهان وقت باز شدن غنچه گل و شکوفه درختان که فضا را به گلهای رنگ برنگ منقش می سازند چنان آواز بلبلان به کوه و دره به باغ و گلستان می پیچد که کوه ها بلرزه می آید و انسانها در وجد می آیند در چنین حالت است که انسان بوجود مقتدر بی نیاز در ماورا الطبیعت پی می برد و تمام هستی کائنات را به او مربوط می داند آواز معجزه آسای این موجود کوچک انسان را از حالت مادی فکر کردن بمعنوی فکر کردن سوق میدهد اتفاق می افتد گاهی انسان نه خواب است و نه بیدار ، نه مغموم است و نه هوشیار به جستجوی چیز ها و درک حالت اشیاء میباشد بر حسب جد و جهد بجای نمی رسد در راه نجات از مغلغات و پیچیده گی های جهان هستی که او را گنس وگیچ کرده میباشد ناگاه در سحرگاهان که تمام زنده جان ها در سکوت و خاموشی قرار دارند آواز بلبل خوشنوا گوشهای جسم وجان و گوشهای معنوی آن را نوازش میدهد انسان از حالت رویا و تفکر خارج گردیده بخود می آید ، این موسیقی نواز بدون آله به آواز پرخم وپیچ خود و چوچو های پُر بم و زیرش گویش این حقیقت است که راز و رمزی وجود دارد به زبان بلا کیفیت میگوید من حیوانی ام بی تحصیل وتربیه ، استاد ندیده ، درس نخوانده ، کورس نرفته و موسیقی نیازموده ولی زمانیکه آوازم بگوشها طنین انداز میگردد مبین این واقعیت است که دست مقتدر نامرئی در کار است که این موهبت را بمن عطا کرده ای انسان دیگر از تردد و دو رنگی از دو فکری و نوسانی به پرهیز در این امر یقین داشته باش که متصرف واقعی کائنات و تنظیم کننده امور موجودات ، خالق مخلوقات است که قایم بذات خود میباشد .
آری! این آواز گیرا و نوای پرمحتوا تنها یک انعکاس دهنده موسیقی نیست بلکه هوشداریست که شنونده را متوجه می سازد تا از طنین این صدا دل انگیز به صدق و یقین برسد که پشت پرده رازهای نهفته است روابط موسیقی با معنویت تصوفی قابل درک است چنانچه در بعضی از سلوک طریقت حلقات ذکر با سرودن موسیقی تو ام میباشد که خالی از حکمت نیست اثرات موسیقی بالای هر انسان متفاوت است اهل سلوک را بوجد و جذب می آورد و جهال را برقص و پای کوبی این امر مربوط میگردد به فهم و دانش فلسفه موسیقی و روابط آن بروح انسانی و بر داشت انسانها از فوائید معنوی آن .
موسیقی یکی از وسایل سرگرمی و تفریحی است از دیر زمان به این طرف در بین گروه های بشری راه یافته بمرور زمان متنوع گردیده وسایل و آلات موسیقی در ولسوالی تولک عبارت بود از : رباب ، دو تار ، نی ، دایره ، نی تولک ، سازدهنی و دُهُل ازین وسایل برای تفریح ویک عنعنه در محافل عروسی ، بعضی شب نشینی ها و دیگر مجالس خوشی ها استفاده میکردند که وسایل عتیقه و کهن محلی بود در زمان یاد آوری من اولین آله موسیقی جدیدالورود بنام گریفون بود ، بعد از آن رادیو اندری به تعقیب آن رادیو زینت بود بسرعت از انواع مختلف رادیو های خورد و کوچک قابل حمل در جیب پیدا شد بهترین ومدرن ترین رادیوی تیپ دار مُدل (530) جاپانی بود که هم رادیوی قوی بود و هم تیپ فعال.
بخاطر دارم که پدر مرحومم همراه ارباب ذوالفغار خان زی افغان مسکونه قریه دهن کبوتر خان که من آنرا کاکا می گفتم وهم اکنون پسرانش را به همان سابقه داری وپاس آشنائی پسر کاکا میگویم به یک سفر تفریحی وسیاحتی بولایت قندهار رفته بودند در باز گشت همراه خود برای اولین بار رادیوی اندری را آوردند بخاطر این رادیو همیشه مهمان دار بودیم و از جاهای دور ونزدیک دوستان تشریف می آوردند گاه گاه مارا دعوت می نمودند بشرطیکه رادیو را هم با خود می بردیم . برای فعلاً تلویزیون از جایگاه خاص بر خوردار است که توسط آن از خبر های داخلی و خارجی معلومات بدست می آید آواز خوانی ها ، درامه ها ، فلمهای گوناگون سریال های مختلف را مشاهده می نمایند از اوضاع علمی،سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی کشور و جهان خارج مطلع میگردند .

bottom of page