
آرب
دیگر از نواحی به تگاب آرب است که در جنوب اوبه واقع است تگاو آرب اکنون آرف یاهفت گله میگویند. مزار حضرت ضیاءالدین یوسف پسر حضرت مولانا عبدالرحمن جامی در آرب موجود و تاکنون زیارتگاه است.
ضیاءالدین یوسف فرزند عارف نامی مولانا عبدالرحمن جامی است حضرت مولانا کافیه ابن الحاجب را برای ضیاءالدین یوسف شرح نیکو فرموده که بفواید ضیالیه معروف و مشهور به شرح ملا است حضرت ضیاءالدین بعد از فوت پدر بزرگوار در هرات بحرمت می زیست هنگام تسلط شاه اسماعیل صفوی به هرات ضیاءالدین یوسف و فخرالدین علی پسر مولانا حسین واعظ از طرف عمال صفوی به حبس افتادند و مدت یکسال در قلعه اختیارالدین در بند بودند .
عاقبت ارادتمندان به زحمت از قلعه راه فراری پیدا کرده آن دو بزرگوار را نجات داده محرمانه به اوبه فرستادند فخرالدین علی از اوبه به غرجستان رفت و ضیاءالدین یوسف در آرب که محل مستحکم و دور از حوادث بود اقامت جست و همانجا از دنیا برفت.
فرزندان ضیاءالدین یوسف نسل بعد نسل در آرب زندگی نمودند و تا اکنون احفاد آن جناب در آن محل محترمانه امرار حیات می نمایند شرح حال ضیاءالدین یوسف را طور مفصل در هیچ تذکره یی ندیده ام الا در تذکره مذکر احباب تالیف بهاءالدین حسن بخارایی متخلص به نثاری که نسخه ای است کم یاب و تاکنون به طبع نرسیده بهاءالدین حسن در تذکرۀ موصوف ضیاءالدین یوسف را چنین می ستاید:
«ذکر جمیل نتیجه شریفه خواجه ضیاءالدین یوسف ولد اشرف عبدالرحمن جامی است که بنان بیان ایشان به عجز و قصور معترف است و مخدوم زاده را صورت خوبی وسیرت مرغوب بوده حضرت ملا به مخدوم زاده التفات بسیار می نموده اند در سفر اورا مریضی واقع شد خدمت مولانا عبدالغفور (مولانا عبدالغفور شاگرد جامی صاحب بوده و مرقد شان زیر پای جامی صاحب است» اورا در کنار حضرت ملا نهاده و ایشان توجه به حضرت قطب الابرار خواجه احرار قدس سره نموده در واقعه دیده اند که حضرت خواجه به او لطف پیش آمده اند (حضرت ملا) آن واقعه را در سلک نظم آورده می گوید واقعه:
یکی شب به خواب آنچنان دیدمش
به پیش تو آوردم امید وار
نهادی به لطفش دهان در دهان
عجب شربتی صافی دلپذیر
چنان پر بر آمد از او کام او
دهی آب گشت خراب مرا
که چون غنچه در خرقه پیچیدمش
به رحمت گرفتی سرش در کنار
فرو ریختی آبش اندر دهان
به شربتی و رنگ چون شهد وشیر
که لب ریز گردیده از او جام او
کنی راست تعبیر خواب مرا
بعد از آن مرض به صحت مبدل گشت چون به سن شباب رسید کسب فضایل نمود حضرت ملا کافیه را شرحی نیکو به تقریب مخدوم زاده کرده اند مخدوم زاده در کبر سن بود که ضیاء یوسفی از افق جمالش در مصر ملاحت لامع وطالع می نموده و عزیزان اش به نظر قبول خریدار بوده اند سلاطین عظام و خواقین کرام به حضرت ملا از روی احترام نیازمندی تمام نموده تحفه و هدایا می فرستاده اند بدین سبب اقمشه وطلا آلات بسیار و نقود بی شمار جمع گردیده بود مخدوم زاده بعد از ایشان داد سخارا داده وبه نوعی عمل نموده که از درجات بذل و انعام دقیقه فرو گذاشت نشده و در اکرام مهمان مبالغه می نموده و از برای هرکس علاحده طبخی می فرموده در مطبخ اش سباب پادشاهانه بود ملا اخی که در خدمت ملا زاده بسیار بوده می گفت که عجب خوش خلق بوده کسی را به تقصیر رد نمی کرد طبع نیکو داشت چون توجه به شعر می گماشت سخنان لطیف از طبع شریف ظاهر می شد و این مطلع بدان جناب منسوب است.
ز در اغیار و از دیدار سنــگ بار می آید
بلای دردمنــدان از در ودیـــوار می آید
در خراسان مدفون است، گور تابناک حضرت ضیاءالدین یوسف تا اکنون در آرب اوبه آباد و مشهور و معروف وزیارتگاه اهالی بومی است .
اولاد ضیاءالدین یوسف یکی بعد دیگر که از دنیا رفته اند پهلو به پهلو در کنار قبرش مدفونند و این قطعه به سنگ مزار خواجه ضیاءالدین یوسفحک شده است.
اگرخواهی که یابی زیر چرخ نیلگون تمکین
طواف مرقدش روشن کند هر دیده اعمی
بیا در تربت پاک ضیاءالملة و الدین
هوای تربت اش فرحت فزای هر دل غمگین




.png)