
الحاج آخند زاده صاحب محی الدین اوبهی رحمه الله علیه
عالم عامل ، محقق کامل ، عارف باالله داعی الی الله ، مرشد حقانی آخندزاده صاحب محی الدین اوبهی قدس سره العزیز این عالم ربانی وعارف حقانی آخندزاده بهاءالدین مشهور به بهاءالدین ثانی ابن عالم وعارف کامل آخند زاده صاحب محمدحسن مشهور به (صاحب مبارک) قدس الله تعالی اسرار هما در سال 1340 هـ ق در خانواده که بیش از یک قرن در جامعه اسلامی ، نور افشانی وخدمت کرده است پا بعرصه وجود گذاشتند خانواده ایشان رباً وجداً مرکز علم تقوا و مکارم اخلاق بود وطالبان وسالکان زیادی از آن کانون نورانی اقتباس نور می نمودند .
ایشان از همان آوان صباوت چشم به سیمای پر فروغ علمای ربانی شریعت سالکان مجذوب طریقت وطالبان حقانی حقیقت روشن داشته و از مدد انفاس قدسیه والد بزرگوار خویش در تربت ظاهری وباطنی مستفید بودند، علوم و معارف شرعی متداوله زمان را اعم از منقول و معقول وحکمت دینی در چنین فضای نزد والده ماجد ودیگر رجال مهم علمی و اساتید سرشناس مانند مرحوم مولوی عبدالاحد کرشکی ، مرحوم مولوی محمد اکرم اوبهی ، مرحوم مولوی عبدالقادر بادغیسی وغیره علما فرا گرفتند و با توفیق ومدد الهی همت
عالی و مجاهدات پیگیر ، تزکیه و تقوی ، به فضایل ومدارج متعالی صوابی ومعنوی نایل آمدند و شاخصه های ارشاد و دعوت الی الله در وجود مبارک شان به نحو جامع وکامل متجلی ومتبلور شد وبا استیذان پدر ودیگر اساتید خود به مسند تدریس و ارشاد طالبان معارف وحقایق نشستند .
درس سحر گاهی ، قیام شبانگاهی ، جلسات بحث ومذاکرات علمی با علمای برجسته روزگار که از اقصی نقاط به مدرسه و خانقاه بند بنفش اوبه می آمدند . زهد و اخلاص ، عمل به عزیمت وپرهیز از رخصت ها شفقت و حسن معاشرت به خلق الله سخاوت و جوانمردی ونان دهی ، اجتناب از اباب وذهاب به دربار حکام اظهار و بیان صریح حق در هر شرایط وموقعیت مبارزه با بدعت ها وخرافات وباالآخره تمسک جدی به مشکاة فروزان سنت نبوی در تمام زوایای زندگی فردی و اجتماعی از ایشان «انسان کامل» و شخصیت برجسته وجامع الشرایطی ساخت که شایسته شأن وحال وداعیان مخلص وفداکار اسلام است.
با وجود مقامات و کمالات باطنی عرفانی بر خلاف مدعیان دروغین هیچگاه و در هیچ شرایطی نسبت به احکام و آداب دینی اهمال روا ندانسته و استقامت شرعی نصب العین شان بوده ، همواره می فرمودند که النفس یطلب منک الکرامة والله یطلب منک الاستقامة . علمای بی عمل وصوفیان جاهل و متظاهر را رهزنان دین می گفتند و ارادتمندان شان را از مصاحبت با آنال منع میکردند ، ادب ، خدمت وصحت را سه اصل مهم رشد و کمال انسانی دانسته و خدمت به خلق الله را از اهم آنها محسوب وفرزندان شاگردان و ارادتمندان خود را به آن توصیه می کردند طریقه ایشان نقشبندیه وهمانند کبار مشایخ این طریقه التزام سنت ودوری از بدعت شعار علمی وعمل شان بوده با توجه به اصل «لارهبانیة فی الاسلام» گریز از مردم وعزلت نشینی های شهرت طلبانه را نکوهش نموده و بر مبنای اصل خلوت در انجمن که از اصول مهم طریقه خواجه گان نقشبندیه است در اجتماع و درمیان مردم بودن را وجهیه نظر خویش داشتند به مصداق ارشاد گهربار نبوی( ان الله یحب معالی الامور) همواره به کار های مهم و بنیادی عنایت داشته و ارادتمندان را با این روش خسته به داشتن همت عالی ارشاد و تربیت می نمودند و خواص شاگردان ومریدان را به مطالعه کتب و آثار شخصیت های مهم اسلامی توجه داده و بخواندن کتب ورسائل پراکنده عوام پسند قایل مسایل جزئی و فرعی اهمیت نمی دادند قصه گوئی و کرامت بافی های را که موجب عوام زدگی امت می گردد تائید نمی کردند و از مشایخ که با مشغول کردن مردم به این امور مانع کمال انسانی می شدند شکایت داشتند در مجلس شان غالباً مبحث امور شرعی بالاخص توحید ومسایل معرفتی مطرح بود و می فرمودند اگر توحید درست شود انسان گناه واشتباه نمی کند.
این دیدگاه های متعالی موجب آمد وشد شخصیت ها وعلمای بزرگ به محضر شریف شان بود ، بزرگانی مانند مولوی ملا محمد غوری رحمه الله علیه مولوی ملا جلال طبیب رحمه الله علیه آخند زاده ملا عبدالوهاب سلجوقی پایحصار رحمه الله علیه مولوی عبدالغفار صاحب قندهاری رحمه الله علیه آخند زاده عبدالقیوم هلمندی رحمه الله علیه مولوی علاوالدین غورماچی رحمه الله علیه آخندزاده ملا محمد شریف مرغابی رحمه الله علیه مولوی گلاب الدین تره کی رحمه الله علیه مولوی ملا سعدالدین قندوزی رحمه الله علیه مولوی ملا ترین رحمه الله علیه مولوی ملا محب الله زابلی ، حاجی مولوی عبدالقیوم مرغابی مونی زایی همواره با ایشان مراوده رفت وآمد و بحث و مذاکره داشتند هم کتب و ماخذ معتبر تفسیر ، حدیث ، فقه ، اصول ، عرفان و ... در کتابخانه شان موجود است .
شاگردان خلفاء ومریدان زیادی را تربیت نمودند که هر کدام در مناطق مختلف مشعل هدایت مردم شدند و از فضا وجود شان تشنه کامان حقیقت سراب گردیدند .
با کودتای هفت ثور 1357 و روی کار آمدن رژیم کمونیستی ، ایشان سرشناس اقوام ، علما و خلفای ارادتمند خود را متوجه خط و مسئولیت های شان نموده با مشاورت و رهنمود های لازم آنان را آماده فریضه الهی جهاد نمودند وقتی عرصه برای فعالیت های شان تنگ شد راه هجرت را پیش گرفتند و در دیار هجرت به موازات سایر تشکیلات جهادی دفاتری برای ارشاد و انسجام نیروهای جهادی با همکاری و هم یاری خود مردم بازگشائی وبا خود اتکایی وعدم وابستگی خدمات ارزنده ایفا نمودند در جبهات جهادی که در ولایت غربی افغانستان فعالیت داشتند نسبت به این فریضه مقدس سهم وافر داشتند و در ادای مسئولیت دینی و شرعی تا آخرین حد امکان تلاش ورزیدند ، افرادی شایسته و بزرگواری از خیل علماء و خلفاء که به دستور و رهنمود شان در جهاد شرکت داشتند به شمول فرزند صالح وفداکار شان مولوی صلاح الدین خادمی در جبهات جهاد به شهادت رسیدند .
در مقاطعی از دوران جهاد که اختلاف میان رهبران و احذاب مایه ای مصایب ومشکلات گردیده بود و آنها را از اهداف مشترک باز میداشت مسافرت های را به پاکستان نمودند درین سفر ها رهبران احذاب جهادی را ملاقات و در زمینه وحدت میان آنها تلاشهای لازم را مبذول و اقدامات دلسوزانه ای انجام دادند.
در ایام هجرت وجهاد رنجهای زیاد را متحمل نمودند و بعد از پیروزی مجاهدین در اولین طلیعه ای پیروزی ، بر خلاف تمام کسانی که به ایشان مشورت می دادند که هنوز شرایط حضور شان مساعد نیست به داخل افغانستان آمدند و در باز سازی حلقات علمی وروحانی خود مصروف شدند ، اما اندوه اوضاع نابسامان و شرایط حاکم بر مردم مسلمانان کشور ایشان را بیمار و ناتوان گردانید وپس از مدت با قلب دردمند وناگوار از حضور بیگانگان در کشور اسلامی دنیای مارا وداع و به لقای محبوب پیوست هرچند این ضایعه بزرگ جبران ناپذیر است ولی مطمناً راه صحیح و منهج قدیمی شان همواره بر رهرو خواهد بود فوت شان یوم چهارشنبه 9 حمل 1385 در جوار جد مبارک شان مدفون گردید.




.png)