
حافظ اوبهی رحمه الله علیه
شرح حال و دوره حیات این مرد دانشمند معلوم نیست ، حافظ اوبهی کتابی در لغت نوشته بنام (تحفه الاحباب) که محمد قاسم متخلص به سروری کاشانی نسخه یی از آن در دست داشته و در کتاب نفیس خویش مجمع الفرس از تحفه الاحباب حافظ اوبهی استفاده کرده ، در مسجد جامع اوبه روی سنگی کتیبه است که شاید به خط همین حافظ اوبهی باشد و در آخر کتیبه چنین نوشته (فی ربیع الاول سنه 832 کاتبه حافظ اوبهی) اگر این خط از حافظ اوبهی صاحب تحفه الاحباب باشد پیداست که در اوایل قرن نهم هجری زندگانی داشته .
این غزل که در دیوان حافظ چاپ های هند جز و اشعار حافظ آمده در دیوان حافظ طبع وتصحیح آقای حسین پژمان به نام حافظ شانه تراش ضبط شده در بیان خطی آن را بنام حافظ اوبهی دیدم و اگر صاحب بیاض راسهوی اتفاق نیفتاده باشد پس حافظ اوبهی و حافظ شانه تراش یک تن بوده اند.
این است آن غزل و سخت معروف است:
لطف باشد گر نپوشی از گداها روت را
همچو هاروتیم دایم در بلای عشق زار
کی شدی هاروت درچاه زنخدانش اسیر
بوی گل برخواست گویی درچمن ها روت بود
تا به کام دل ببیند دیده ما روت را
کاشکی هرگز ندیدی دیده ما روت را
گر نگفتی شمه از حسن او ما روت را
بلبلان مستند گویی دیدۀ ما روت را
تا به کی با تلخی هجرتو سازد ای صنم
روی بنما تا به بیند (حافظ) ما روت را




.png)