top of page

حضرت آخند صاحب ملا میر محمد حسن رحمه الله علیه

بیرون دروازه قندوران یکی از دروازه های قلعه اوبه کنار جاده خانقاه است که اکنون سقف آن غلطیده و دیوار و طاقش باقی و مشرف به خراب یست درون این خانقاه گچ مالی قدیمه و بنقوش ملون زیبائی مزین بوده که متاسفانه در اثر خرابی سقف خانقاه وزش وریزش باد وباران و برف تمام نقوش را شسته و چیزی ازان نقوش باقی نگذاشته تنها بعضی از قسمت های زیر رواق و بین طاقها که از باران محفوظ بوده آن نقوش زیبا باقی و آنهم در اثر خراب کاری بچه های نادان که آنرا تخریش نموده و نامهای خود را بالای آن نوشته وضایع نموده اند بازهم بعضی گل برگهای که سالم مانده نفاست آنرا نماینده است و این نقاشی ها آب و رنگ بوده و مدهون نشده وهیچگونه گچ بری وکنده کاری در آن بنظر نمیرسد پهلوی این خانقاه قبریست و از همه معروف تر خاک میر حسن جان است که ظاهراً شیخ این خانقاه است شرح حال میر حسن جان در هیچ رساله دیده نشده و تنها در اوبه به وسیله همین خانقاه خرابه و لوح قبری که از وی باقیست نامش در زبانها باقی مانده است .

بالا سر و پایان پای خاک میر حسن جان دو عدد لوح بزرگ مرمری موجود است و این عبارت نظم و نثر به به خط نستعلیق عالی برآن نوشته شده است.
هذا مرقد المنور الاسلامی جناب تجلی قاب قطب الاقطاب واقف رموز کنوز سبحانی عارف ربانی مولانا میر حسن الحسینی اوبهی ، لراقمه.
حیف کین سرمایه عز وشرف
اختر برج سیادت شمع دین
از جهان رفت از فراقش دوستان
در شریعت مومنان را پیشوا
سال تاریخش بجستم عقل گفت





معدن علم وحیا وکان جود
شاهباز کنگر چرخ کبود
سوختن از فرقتش مانند عود
در حقیقت نایب حی ودود«کذا»
سالکا سید حسن رحلت نمود

کتیبه خادم الفقرا ابن میر حسن محمد صلاح اوبهی ، غلام با اخلاص حاجی دوستی ، وظاهراً غلام با اخلاص حاجی دوستی ، حکاک و سنگتراش است که لوح را درست کرده و خط محمد صلاح را روی آن حکاکی نموده .
چون میر حسن برحمت حق
آن منبع جود ومعدن فیض
سلطان شریعت وطریقت
گویا به مثال نور خورشید
از فرقت آن یگانه عصر
جستم تاریخش از خرد گفت
از دار جهان سوی جنان رفت
چون نور ز چشم دوستان رفت
بر جاده محققان رفت
آمد به کنار و از میان رفت
آرام زجان ناتوان رفت
قطب الاقطاب از میان رفت

کتیبه العبد خادم المساکین محمد شفیع ابن میر حسن الحسینی
بظن قوی ابن محمد شفیع حسینی همان استاد شفیعای حسینی است که شهنشاه خط شکسته است خط شکسته و نستعلیق اورا به کثرت دیده ام وبرگی از خط شکسته او نزد نگارنده موجود است .
اما لوح اول که بخط محمد صلاح است، وی برادر شفیعا است وبرگهای از خطوط خوش نستعلیق اورا مکرر دیده ام وهم اکنون کلیات عرفی شیرازی بخط ابن محمد صلاح نزدیکی از دوستان با فضیلت در هرات محفوظ است ونیز مثنوی حضرت مولانا بخط زیبا محمد صلاح به کتابخانه نفیس دوست ارجمندم آقای پروا متا موجود است که نماینده هنرمندی محمد صلاح اوبهی است در خط نستعلیق در اوبه مسجد جامع است که از قدیم بوده و اکنون بنای آن چندان قدیم به نظر نمیرسد وظاهراً بنای قدیمه مدروس شده وآنرا دوباره برداشته وبه همان خشت و آجر قدیمه آن آباد نموده اند و در این مسجد جامع یک قطعه سنگ سیاه موجود است واین عبارت روی آن سنگ بخط توقیع نقش است وظاهراً تاریخ بنای قدیمه است وفق بتوفیق هذا البیت الشریفة والصفة المنیفه الاخوان العالمان الزایربیت الله حافظان نصرالله فی ربیع الاول سنه 832 کاتبه حافظ الاوبهی ظاهراً این همان حافظ اوبهی است که کتابی در لغت داشته شاید حافظ شانه تراش همین حافظ اوبهی باشد زیرا که در بیاض خطی این غزل را که در دیوانهای چاپی حافظ شیرازی الحاق شده است:
لطف باشد گر نپوشی از گدا هاروت را
همچو هاروتیم درچاه ز نخدانت اسیر
تا بکام دل به بیند دیده ماروت را
کاشکی هرگز ندیدی دیده ماروت را


الی اخیر غزل بنام حافظ اوبهی دیده ام که در دیوان حافظ تصحیح آقای پژمان بختیاری بنام حافظ شانه تراش معرفی شده و ممکن حافظ شانه تراش همین حافظ اوبهی باشد.
قطمیران یا پنج میران امروزه
قطمیران از دهات قدیم اوبه و اکنون به پنج میران معروف است قطمیران در جنوب هریرود واقع است .

bottom of page