
مرحوم مولوی الحاج قاضی عبدالرحیم اوبهی رحمه الله علیه
ای مرگ چه خانه ها ویران کردی
در ملک وجود غارت جان کردی
هر گوهر قیمتی که آمد به جهان
بردی و زیر خاک پنهان کردی
آن خزانه علم وحکمت آن یگانه حلم وعصمت آن رهنمای اهل ایمان و آن مقتدای اهل عرفان حضرت الحاج مولوی قاضی عبدالرحیم در شب پنجشنبه 18 ذی القعده الحرام در سنه 1295 ق در ولسوالی اوبه پا به عرصه وجود گذاشت علوم متداوله را در نزد پدر بزرگوار مرحوم مفتی میر عبدالغیاث به مدت 22 سال به پایه اکمال رسانیده و تقریباً مدت ده سال متواتر به تدریس طلبا پرداخته و درسنه 1335 ق بحیث مفتی محکمه اوبه و بعداً نظر به اهلیت و لیاقت که داشتند در سنه 1310 به امر قضا در محاکم شرعی در ولایت غورات و هرات عز تقرر حاصل کردند.
خلاصه مدت 34 سال از عمر گرانبهای خویش را برمسند شرع مقدس نبوی صل الله علیه و آله وسلم به کمال امانت داری ایفاء نموده و در سنه 1324 ش نسبت به کبر سن از وظیفه قضا در ولسوالی انجیل ولایت هرات متقاعد گردیده و بعد از سپری نمودن امور قضائی مشرف به مکه معظمه گردیده اند .
وی در علوم شرعی بشمول فقه ، تفاسیر ، احادیث ، نحو ، منطق علم نجوم معلومات کافی داشتند و دوره حیات خود را به تدریس علوم سپری کرده و شاگردان زیاد را در ساحه آموزش و پرورش تربیه نموده است وی از جمله خطاطان و حکاکان معروف اوبه بوده و آثارش در بسیاری از مزارات دیده میشود چنانچه دو لوح به خطاطی و حکاکی شان در مزار فیض اتار حضرت مجرو صاحب الف ثانی امام ربانی در هندوستان شاهد حال شان است.
مرحوم فصیح لسان و دارای حافظه قوی وبا چهره بشاش دیده می شدند چنانچه در اواخر عمر از هر دو چشم نابینا گردیده و اگر کدام مسئله شرعی از ایشان پرسیده می شد وبا حوصله کامل موضوع را با اسناد جواب می دادند یکی از خواص شان هرگاه اطفال را در کوچه وبازار می دیدند ایشان سلام میدادند و چیزی که در جیب داشتند برای طفلکان توزیع می نمودند و دارای قلب مملو از لطف و مهربانی حتی با حیوانات هم ترحم می نمودند .
مرحوم در مجالس اشتراک می نمودند مجلس را با لطیفه های شیرین خود پرشکوه تر می ساختند ولی در علم خود عامل دارای مفکوره عالی و عالم مطابق به عصر وزمان خود بودند .
مرحوم در آخر عمر خود قطعه لوح سنگی به خطاطی وحکاکی خویش برسر تربت خود ترتیب و چنین نوشته کرده است .
فضل حق است حا و دال و هر دو میم
نقش کنده بر دل عبدالرحیم
حاجی وقاضی مدرس هم فقی
مغفرت می خواهم از تو یا کریم
و همچنان در وقت مریضی خود قطعه شعری که از طبع رسای شان تراوش کرده و فرموده اند:
من صحیح بودم شدم اجرف چنین درضعف حال
منصرف گشتم ز غیر منصرف در این محال
هست من را صیله من را نباشد صیله
خیرباداحاجی قاضی مرتُرادرکُل حال
مرحوم بعد از سپری نمودن 97 بهار زندگی شب یکشنبه 29 قوس 1349 ش چشم از جهان پوشیده و به قرب رحمت ایزدی شتافت انالله و انا الیه راجعون.
منزل و جایگهت باد بفردوس برین
روح تو شاد بود رحمت حق باتو قرین
رفت هرگز نرود داغ غمش از دل ما
ساخت بی نور و نمک انجمن محفل ما
اینک یکی از طالبان و ارادتمندان آن مرحوم ملا سید عبدالباقی مرغچه قطعه شعر به یاد بود استاد خود چنین سروده است.
حمد گویم خالق جن بشر
مدح گویم من از آن استاد خود
حلم او با علم آن بود متصل
از احادیث و تفاسیر با خبر
از عقاید هم فرایض هم اصول
همچنین خطاط حکاک یقین
بر مزار و تربت مرد شریف
تازه روی خوش سخن گنج علم
درس خواندیم روز وشب تا زنده ام
سال آخر بود قاضی اوبغور
بعد تحمید خداوند جهان
حاجی و قاضی مدرس بود کثیر
بود مشهور نام او عبدالرحیم
از علوم فقه گویا در صدر
مدت هفتاد سال دادی سبق
کرد حکاکی دو لوحین مزار
طالبان از فیض گنج آن صدر
بود ناصح اقراء را در حضر
بود قاضی یا قرب کار بعین
منبع ثامن عمر آن مرحوم شد
داد ما را قلب و سمع بصر
کان علم ومعرفت همراز خود
با شریعت عامل آن نه منفصل
صرف را با نحو او خواندی ز بر
درس میداد طالبا ن را از فصول
مثل او عالم نبود در این زمین
آن امام قطب ربانی لطیف
چون نگشتی هیچکس از ویی کلوم
با شما این علم را رخشنده ام
از عدالت بود رویش چو نور
هم درود بر مصطفی گویم یان
از فیوض علم او رنگش منیر
مغفرت خواهم برایش این چنین
ضبط در پیشش چون نقش حجر
از علوم ذکر شد با این ورق
شاهد حالش هندوستان با
هریکی از قول او بردند ثمر
می رود این گنج من اندر قبر
هر یکی از حکم او شد تا بعین
با دعای مغفرت موسوم شد
مرقد مبارک شان در جوار مزار متبرک وفیض آثار مرحم قطب العارفین ملا سید میر حسن در زیر جوی بالا در ولسوالی اوبه واقع است.




.png)