top of page

اوبه
اوبه یکی از قصبات هرات است که در مشرق هری بفاصله تخمین هشت یا ده فرسنگ واقع است که در کتب قدیمه و بعضی ماخذ اوبه و شافلان ومار آباد بنام هراه الرود است که عبارت از اوبه و شافلان مارآباد وظاهراً آنکه هریوا را به هری رود ترجمه نموده اند اشتباه است و هریوا همان هرات الرود است که از زیر کوهسار چشت تا سواد شهر هری به آن نام یاد میشده.
یاقوت اوبه را چنین تعریف نموده و از هراه الرود بحثی ندارد.
اوبه : بالفتح ثم السکون ، قریه من اعمال هراه قریبه منها ، نیسب الیها الفقية عبدالعزیز اوبهی مات سنه 428 وابو منصور اوبهی مات سنه 403 و ابو عطا ، اسمعیل بن محمد بن احمد الهروی الاوبهی «معجم جلد 1 صفحه 276 » در شمال اوبه در دره کوه دیواندر چشمه است که در قدیم آنرا چشمه کویان میگفتند و اکنون نیز بیرون دهنه این دره بجانب غرب قریه است که آنرا کویان می گویند.
آب آن چشمه داغ و نزدیک بجوش است زیرا که از پهلوی مجرائی ولکانی آب آن جریان دارد مرحوم سلطان حسین بایقرا بر سر این چشمه گنبدی ساخته که مدروس شده بود مرحوم سپه سالار فراموز خان آنرا دوباره ترمیم و احیاء نموه و اکنون حمام عالی و عصری بر سر این چشمه ساخته اند بالای سر این چشمه مزاریست که آنرا خواجه محمد قلاور می نامند و هیچ یک لوح و کتبه به مزارش موجود نیست در بعضی از کتب بنام دوست محمد قراول ذکر شده.
وجه تسمیه اوبه نیز مانند کرخ و فوشنج و کالپوین و چندین موضع دیگر واضح نیست و آنچه مورخین اسلامی در این باره نوشته اند که بانی هرات هری نامست.
فوشنج را هوشنگ پیشدادی یا پشنگ بن افراسیاب بنا نهاد ، افسانه بیش نیست باز هم جمع آوری این سخنان از حیث مجموعه داستانهای محلی وملی بی ارزش نیست و نگارنده آنچه از کتب تاریخ و قول اهالی بومی نوشته و جمع آوری نموده ام محض برای حفظ داستانهای محلی است به نشان دادن ماخذ و مدرک صحیح تاریخی که تحقیق در باره ریشه اصلی و وجه تسمیه این اسماء باستانی محتاج تتبع بیشتریست که معلومات ناقص من از عهده آن بر آمده نمی تواند .

مورخین هرات یعنی خواوند شاه و سیف بن یعقوب هروی از عبدالرحمن بن عبدالجبار فامی هروی نقل می نمایند که اول قصبه که در هرات آباد شد شهر پوشنگ است و نیز از قول همان مورخ مینویسند که گروهی از رعایای طمهورث از ظلم وتعدی او فرار و به غور جاگزین و از آنجا به محل اوبه منزل کردند و شهری عالی و عماراتی دلپذیر و بناهای بلند وبا شکوه ساختند و بعداً بواسطه نزاعی که بین قوم پیدا شد عده از اوبه فرار و به محل گواشان هرات جای گرفتند و در نتیجه شهر هرات آباد شد.
نزد عوام حکایتی معروفیست که اسکندر بفکر آبادی شهر هری شد وزیر خویش هری نام را به بنای هرات مامور و خود ساختن شهر اوبه مشغول شد که وقتی که بنام هردو شهر به اتمام رسید از وزیر پرسان کرد این ویا آن به وزیر گفت (اوبه) یعنی شهری که اسکندر ساخته پس نام شهر هرات را هری و نام شهر اسکندر را اوبه گذاشتند ، هرات شهر باستانیست و هزاران سال قبل از اسکندر آباد و پر نفوس بوده اسکندر نه آنرا بنا نهاده و نه اوبه را اساس گذاشته ، هرات مخفف آریانه است و اوبه نه ریشه دیگر دارد که فعلاً مرا به آن دسترس نیست.
معین الدین اسفزاری در کتاب نفیس روضات الجنات اوبه را چنین می ستاید :( دیگر از و لایات آنچه بدین بلده جنت آیات (یعنی هرات) قرب جوار بلکه اتصال دیار دارد ولایت هرات از دیگر به است .... و آن ولایتی است در غایت عذوبت آب و دقت هوا و فسحت ساحت و نزاهت قضا و کثرت ضمایم و توابع وسعت مزارع و مواضع و مرابع و از بدایع منازل آن ولایت چشمه آب گرم است که در دامن کوه که به چشمه کویان اشتهار یافته آب آن در زمستان و تابستان حرارت تمام دارد چنانکه اگر کسی خواهد که در آن آب در آید به یک بار غوطه نمی توان زد و در جنب همین چشمه جوی آبیست در عین عذوبت و سردی .... و مردم بسیاری از هر ناحیت و دیار بدان چشمه آمده و از بعضی امراض و استعام و اوجاع و آلام خفت و صحت می یابند و سلطان شهید سلطان ابو سعید بر سر آن چشمه عمارتی فرموده مختصراً اما حضرت اعلی این پادشاه دین پناه (یعنی سلطان حسین بایقرا) بقصه عالی و عمارتی متعالی باباغاث دریا حسین و اشجار و بساطین ابداع نموده اند و بتاثر توجه حضرتش یمن و برکت آن موضوع اضعافاً مضاعفه شد و در یک حد آن کوهست معدن سنگهای سفید بتکلف که قرینه مرمر است و ازآن سنگ سفید ازاره های سنگین می سازند و ستونهای و کرسی ها و الواح و صندوقهای مقابر می پردازند و منافع آن سنگ بسیار است و عجائب آلات آن در هرات بیشمار از جمله لوح ومیلی متصل یکدیگر تراشیده و در سر مرقد پاک و مدفن عطر ناک سرور اهل عرفان سالک مسالک شهور وایقان مقرب حفری باری ابو اسماعیل خواجه عبدالله انصاری قدس سره است که در هیچ جا مثل آن نشان نمی دهد و اکثر میوه های هرات رود به هرات می آید و در بیشتر سال می ماند خصوصاً سیب آنجا که برسیدن دیگر می ماند و در اطراف آن چندین قربی و مواضع انهار و مزارع است چون ریاض بهشت ولطافت آب و هوایش تسنیم و نسیم ارد بهشت.
شهر اوبه در جنوب کرخ واقع وکوه (دیواندر) کرخ و اوبه را از هم جدا می نماید.
شهر تاریخی اوبه در از منه قدیم قلعه محکم وحصار بندی سخت و دارای یک فصیل و بروج متعدد و دو دروازه آهنین داشته که یکی بجانب شمال که آنرا دروازه قندوران یا دروازه عیدگاه می گفتند ودیگری بجانب جنوب گشوده میشد که آنرا دروازه هریرود می نامیدند تا نیم قرن بیش برج وبار وفصیل و دروازه های آن آباد و ارگ آن نیز بجانب شمال شهر واقع و آباد و تا چند سال قبل آثار با روی شهر هنوز دیده میشد و اکنون از آن آثار برجسته بنظر نمی رسد تنها بین باغهای جنوب اوبه آثار خاکریز قلعه قدیم اوبه دیده میشود و در قسمت شمالی شهر بقایای ارگ اوبه بنظر می رسد.
در اوبه بنای قدیمه بنظر نمی رسد زیرا شهر کوچک اوبه همیشه مورد حملات تاخت و تاز واقع بوده در از منه قدیم بواسطه حدوت حوادث تمام ابنیه تاریخی از میان رفته و چیزی باقی نمانده مسجد جامع آن که میگویند از قدیم است بازهم قدیم بنظر نمی خورد و معلوم است که چندین بار ترمیم شده و از حیث بنا چندان تعرفی ندارد اما محلی مقدس است و از قدیم مسجد جامع بوده و درین مسجد جامع یک قطعه سنگ سیاه موجود است که این عبارت روی آن سنگ بخط محقق نقش است و ظاهراً تاریخ عمارت قدیمه آنست . وفق بتوفیق هذا لبیة الشریفه والصفة المنیفه الاخوان العالمان الزایران لبیت الله حافظان نصرالله فی ربیح الاول سنه 832 کاتبه حافظ الاوبهی .
احادیثی که جناب حضرت رسول معظم اسلام حضرت محمد صل الله علیه و آله وسلم در باب هرات فرموده اند:
نقل از کتاب پرده نشینان هری:
در تاریخ نامه هرات تالیف سیف بن محمد بن یعقوب الهروی که در اوایل قرن هفتم هجری تالیف شده است در صفحه 45 کتاب چنین تحریر گردیده است که عین جملات بدون کم وکاست به رشته تحریر در آمده است:
وهب من وهب القریشی روایت میکند از جعفر بن محمد بن علی بن الحسین از پدران خود که رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم فرموده اند : ترجمه آنرا می نویسم: (بدرستی که درست وراستی راست که حق تعالی را شهریست در خراسان که آنرا هرات گویند میوه های آن شهر فراوان باشد جوی های آن پُر آب بخیر وبرکت روان بر هر دری ازب درهای آن فرشته است تیغ برهنه در دست بلا را از اهل آن شهر باز میدارد تا بروز قیامت مردان ایشان مومنان اند همه عورات شان مومنات دعای برکت کرده است بر آن شهر ابراهیم و اسماعیل والسحق خفر و الیاس علیه اسلام ذوالقرنین آنرا بنا کرده است تا شفری باشد اهل او را هرکه از آن شهر در راه خدا , رحلت کننده باشد ویا به نیت غزوه بیرون رود همچنان باشد که هر روز حجی پذیرفته میگذارد و شهیدان آن شهر را روز قیامت بر انگیز اند و مراحمت کنند روز قیامت با شهدا بود و بحق آنکه جان من بفرمان اوست که یک نماز در آن شهر بهتر است از هزار نماز که در آن شهر است .)
ابوالعباس المهری روایت می کند از ابوالحسن علی بن سهیل بن احمد بن عبدالله الشیبانی از جد خود و او از جد خود عبدالحمید بن ریاح الخذری و او از ابو مامه الباهلی و او از حذیفه بن ایمان و او از رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم که فرموده اند : ترجمه : ( که بهتر از خراسان هرات است میوه ها و آب وهوای او خوش است و بر وی دعا وبرکت کرده اند) هفتاد پیغمبر دیگر رویت کرده اند از احمد بن عبدالله و از محمد بن کشیرالقریشی از کلبی از ابو صالح از عبدالله بن عباس رضی الله تعاله عنه که جناب رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم فرمودند:
ترجمه حدیث: (که چون مرا بر آسمان بردند جبرئیل علیه اسلام بقعها زمین در مشرق و مغرب بمن می نمود وبر من عرضه میداشت بقعه دیدم در وی عمودی از نور گفتم ای جبرئیل این چه بقعه است گفت این شهر هرات است و آن نور در موضعی است که بعضی از فرزندان ترا در آنجا دفن خواهند کرد یعنی مزار مشرق مزار شهزاده ها ، گرام نزدیک منارهای هرات که منسوب است به شهزاده قاسم و شهزاده عبدالله.)

دیگر چنین روایت کرده اند از ابو علی بن زرین از احمد بن عبدالله از بکر بن محرز از مبارک بن ........... از ابرالمومنین جناب حضرت علی رضی الله تعاله عنه که فرموده اند:ترجمه:( بدرستیکه خداوند , را به خراسان شهریست که آن را هرات گویند با هوای خوش و جوی های پر آب که بروی درود تهنیت گفته است برادرم ذوالقرنین و الیاس خضر هیچ آفریده برو قادر نشود و هرگز فتح نشود جز به آتش هر روز خداوند , بنظر عنایت بدان شهر نگرد و بیا مرزد هر که را خواهد و عفو کند هر که را خواهد )، دیگر چنین روایت کرده اند:
از خالد بن هیاج و او از پدر خود و او از جعفر بن زبیر و او از ابو امامه که رسول خدا عایشه رضی الله تعاله عنه را گفتند که بعد از وفات من سفری کن بر تو بادا که به خراسان روی و در خراسان به شهری مقام کنی که او را هرات گویند که بهتر از خراسان هرات است ، آب و هوای خوش ساز وار است و در جوار او شهدا آسوده اند هرکس که در وی ساکن باشد از عاهات و آفات رسته باشد و هر آنکه قصد خرابی او کند در دنیا به بلا های گوناگون گرفتار شود و در آخرت مستوجب عذاب و عقاب حق تعالی باشد.
و در روایت دیگر است که رسول خدا صل الله علیه و آله وسلم فرموده اند:
ترجمه : ( که در خراسان شهر است که آن را هرات گویند در نواحی او شهر دیگر است که او را فوشنج خوانند در یک فرسنگی فوشنج رباط است که ابراهیم خلیل و اسماعیل علیه اسلام بدانجا رسیده اند و بر آن ولایت دعای خیر وبرکت کرده اند و بر شما باد که چون بخراسان روید و بدان موضع که ابراهیم و اسماعیل علیه اسلام رسیده اند گذر کنید و در شهر های خراسان اگر ساکن شوید در هرات مقام کنید که بهتر خراسان است.


خوشا آنانکه با عزت ز گیتی
ز کالا های این آشفته بازار
خوشا آنانکه در میزان و جهان
نگردیدند هرگز گرد باطل
خوشا آنانکه بر این عرصه خاک
خوشا آنانکه از پیمانه دوست
خوشا آنانکه با ایمان و اخلاص
خوشا آنانکه در راه عدالت
خوشا آنانکه بذر آدمیت
چو نخل بار ور بر تنگدستان
ز جد و مد این گرداب هایل
خوشا آنانکه در وادی عشق
ز تقوا جامه برکن که پاکان
مشو غافل که پاداش بد و نیک
خوشا آنانکه بار دوستی را
(رسا) در راه خدمت باش کوشا

بساط خویش بر چیدند و رفتند
محبت را پسندیدند و رفتند
حساب خویش سنجیدند و رفتند
حقیقت را پرستیدند و رفتند
چو خورشیدی درخشیدند و رفتند
شراب عشق نوشیدند و رفتند
حریم دوست بوسیدند و رفتند
بخون خویش غلطیدند و رفتند
در این ویرانه پاشیدند و رفتند
ثمر دادند و بخشیدند و رفتند
سبکباران نترسیدند و رفتند
نهادند و نلفزیدند و رفتند
ز تقوا جامه پوشیدند و رفتند
ز گیتی رفتگان دیدند و رفتند
کشیدند و نرنجیدند و رفتند
خوشا آنانکه کوشیدند و رفتند


bottom of page