زندگینامه الحاج سید فقیر شاه رحمهالله علیه
- نویسنده: مدیر سایت

- 8 hours ago
- 5 min read

الحاج سید فقیر شاه رحمهالله علیه
الحاج سید فقیر شاه فرزند الحاج سید احمد شاه، فرزند سید خطیب شاه، فرزند سید الف شاه، در سال ۱۳۱۵ هجری شمسی مطابق با دوازدهم ربیعالاول سال ۱۳۵۵ هجری قمری در خانوادهای اصیل، متدین، اهل معرفت و از سادات گرامی چشم به جهان گشود. خاندان ایشان از چندین نسل پیش، به دینداری، تصوف و عرفان شهره بودند و چهار نسل از نیاکان وی در سلک اهل طریقت و سلوک قرار داشتند و پیرو طریقهٔ قادریه، منسوب به حضرت شیخ عبدالقادر جیلانی رحمهالله علیه بودند.
الحاج سید فقیر شاه از همان آغاز کودکی شیفتهٔ فراگیری علوم دینی و معارف اسلامی بود. ذکاوت سرشار، تیزهوشی فطری، همت بلند و امکانات مالی مناسب، او را در پیمودن راه علم و معرفت یاری رساند. وی دروس ابتدایی علوم دینی را در قریهٔ شورآب ولسوالی تولک ولایت غور نزد عالم جلیلالقدر آخند صاحب ملا محمد فراگرفت و بهزودی در حلقههای بزرگ علمی آن دیار راه یافت.
آن مرحوم مدت هشت سال از عمر خویش را در فراگیری علوم شرعی در همان قریه سپری نمود و پس از آن برای تکمیل تحصیلات خویش، مدت دو سال نزد استاد بزرگوار مولوی صاحب محمد فقیر در قریهٔ سفیدان ولسوالی فرسی ولایت هرات به تحصیل پرداخت. سپس برای ادامهٔ مسیر علمی خویش، رهسپار قریهٔ ده قاضی ولسوالی ساغر گردید و در آنجا در محضر عالم فاضل مولوی صاحب ملا یعقوب به مدت دو سال در حلقات درسی شرکت نمود. سرانجام در سال ۱۳۳۴ هجری شمسی تحصیلات خویش را به پایان رسانیده و در همانجا مفتخر به دستاربندی و فراغت از تحصیل گردید.
ذکاوت و استعداد کمنظیر آن بزرگوار در دوران تحصیل زبانزد خاص و عام بود. بسیاری از همدورههای وی نقل میکردند که الحاج سید فقیر شاه از نوعی فیض علمی و استعداد الهی برخوردار بود؛ بهگونهای که با تلاش اندک، بهرهای فراوان از درسها میبرد و مفاهیم علمی را با سرعتی چشمگیر فرا میگرفت.
پس از پایان تحصیلات رسمی، آن مرحوم قدم در طریق تصوف و سلوک عرفانی نهاد و برای تکمیل سیر معنوی خویش، در محضر عارف وارسته محمد سرور جان فرزند آقا حیدر شاه در قریهٔ سنجور ولسوالی کرخ ولایت هرات به سلک مریدان پیوست. وی پس از طی مراحل سلوک و مجاهدتهای معنوی، از استاد خویش اجازه و خلافت دریافت نمود و خود نیز بعدها صاحب مریدان فراوانی گردید. بیشتر مریدان ایشان در ولسوالیهای تولک ولایت غور، چشت، اوبه و فرسی ولایت هرات و نیز ولسوالی قادس ولایت بادغیس سکونت داشتند.
الحاج سید فقیر شاه پس از تکمیل تحصیلات شرعی و عرفانی خویش، با همت شخصی و از بودجهٔ شخصی خود یک مدرسهٔ دینی تأسیس نمود که در آن حدود چهل طلبه بهصورت شبانهروزی به فراگیری علوم دینی مشغول بودند. وی تمام مصارف طلاب را شخصاً تأمین میکرد و با مهربانی، شفقت و دلسوزی پدرانه به تدریس و تربیت شاگردان میپرداخت.
آن عالم وارسته در گسترش فرهنگ اسلامی و نشر معارف دینی نقشی برجسته ایفا نمود و خدمات ارزندهای در راه تعلیم و تربیت جامعه انجام داد. وی از سال ۱۳۳۴ تا ۱۳۵۷ هجری شمسی در مدرسهٔ یادشده به تدریس علوم دینی اشتغال داشت، اما با وقوع انقلاب سال ۱۳۵۷ هجری شمسی و آشوبهای داخلی، مدرسهٔ ایشان نیز ناگزیر تعطیل گردید.
تعداد شاگردان آن مرحوم بسیار زیاد بود و آمار دقیقی از آنان در دست نیست؛ با این حال، از میان شاگردان مشهور ایشان میتوان از افراد ذیل نام برد:
۱. آخند صاحب ملا عبدالله از قریهٔ جامیهای منطقهٔ دای
۲. مولوی صاحب عبدالله از قریهٔ تنگی نبات
۳. مولوی صاحب محمد از قریهٔ گرگی ولسوالی فرسی
۴. مولوی صاحب غلام محمد از قریهٔ چهارراه
۵. مولوی صاحب فضلالدین از قریهٔ اسکوان
۶. الحاج سید محمد رفیق نادم
۷. شاعر نامدار سید عبدالعزیز مشهور به خالو
۸. آخند صاحب ملا سید رسول
۹. آخند صاحب ملا محمد عمر
۱۰. مولوی صاحب غلام محمد جویا
آن مرحوم در کنار تدریس علوم دینی، خطابت مسجد جامع ولسوالی تولک را نیز بر عهده داشت و سالها با خطبههای عالمانه، مواعظ حکیمانه و سخنان الهامبخش خویش، مردم را به راه تقوا، معرفت و اخلاق نیکو دعوت مینمود. این مسؤولیت خطیر تا سال ۱۳۷۱ هجری شمسی ادامه یافت و جمع کثیری از مردم از فیوضات علمی و معنوی خطبههای ایشان بهرهمند گردیدند.
در سالی از عمر خویش، آن مرحوم برای ادای فریضهٔ حج از مسیر ایران، کویت و عراق عازم سرزمین وحی گردید. در جریان این سفر معنوی، در کشور عراق توفیق یافت تا به زیارت امام اعظم ابوحنیفه رحمهالله علیه ـ پیشوای مذهب خویش ـ و نیز زیارت حضرت شیخ عبدالقادر جیلانی رحمهالله علیه ـ پیشوای طریقت قادریه ـ مشرف گردد. در همین ایام، خبر درگذشت فرزندش غوث محمد جان، برادرش سید محمد رسول و مادر گرامیاش به وی رسید که اندوهی سنگین بر دل آن مرد خدا نهاد.
در سال ۱۳۶۴ هجری شمسی از سوی حکومت وقت به عنوان نمایندهٔ ولسوالی تولک در لویه جرگه دعوت گردید. پس از بازگشت، در جریان درگیریها و جنگهای داخلی، نقش مهمی در میانجیگری و اصلاح میان طرفهای درگیر ایفا نمود و در موارد بسیاری از ریخته شدن خونهای فراوان جلوگیری کرد.
الحاج سید فقیر شاه در کنار مقام علمی بلند، از فضایل اخلاقی کمنظیری نیز برخوردار بود. وی شخصیتی خوشاخلاق، جوانمرد، سخاوتمند، خوشبیان و معاشر بود؛ بهگونهای که هر کس آرزوی همصحبتی با او را داشت. زهد، تقوا، اخلاص و پارسایی در زندگی او کاملاً نمایان بود.
در بازگشت از سفر حج، در زمانی که دسترسی به کتابهای معتبر بسیار دشوار بود، مجموعهای ارزشمند از کتابهای علمی در علوم مختلف اسلامی با خود به ارمغان آورد و کتابخانهای غنی فراهم ساخت. او بخش بزرگی از اوقات خویش را به مطالعهٔ این آثار اختصاص میداد و علاقهای عمیق به کتاب و مطالعه داشت؛ چنانکه حتی در سفرهای خویش نیز چندین جلد کتاب را همراه خود حمل میکرد.
آن مرحوم علاوه بر فعالیتهای علمی و اجتماعی، مردی عابد و اهل ریاضت نیز بود و در طول زندگی خویش چندین چلهٔ عرفانی را سپری نمود. در امور مهم منطقهای، علما، بزرگان و حکام آن زمان غالباً با وی مشورت میکردند و بسیاری از تصمیمهای مهم با نظر و راهنمایی او اتخاذ میشد.
او محبت ویژهای به کودکان داشت و با آنان با مهربانی و شفقت رفتار میکرد و با مردم نیز با نرمخویی و اخلاق نیکو برخورد مینمود؛ اما در برابر ظلم و بیعدالتی قاطع و استوار بود. سفرهٔ مهماننوازیاش همواره گسترده بود و کمتر شبی میگذشت که خانهاش خالی از مهمان باشد.
از دیگر ویژگیهای آن بزرگوار علاقهٔ فراوان به سوارکاری بود. با آنکه امکان استفاده از موتر برای سفرهایش فراهم بود، بیشتر سفرها و دیدار با مریدان خویش را با اسب انجام میداد. همچنین در سرودن اشعار عرفانی نیز مهارت داشت و گاه اشعاری سرشار از مضامین معنوی میسرود.
سرانجام این وارث راستین پیامبر اکرم صلیالله علیه وسلم پس از سالها خدمت به علم، دین و جامعه، بر اثر بیماری سرطان، در تاریخ ۳۰ اسد ۱۳۸۶ هجری شمسی در سن ۷۱ سالگی دار فانی را وداع گفت و به لقاء پروردگار خویش شتافت.
پیکر آن عالم ربانی در جوار پدر و جد بزرگوارش در زیارتگاه سید عبدالله علوی در ولسوالی تولک به خاک سپرده شد و یاد و خاطرهٔ او همچنان در دل مردم آن دیار زنده و جاودان باقی مانده است.
رحمهالله رحمةً واسعة و أسکنه فسیح جناته





.png)



Comments