top of page

آیا روز و روزگار معلم گرامی است؟ نوشته ای از نثار احمد کوهین

آیا روز و روزگار معلم گرامی است؟


هیچ جای شک وجود ندارد که جایگاه معلم در تمام جهان انسانی جایگاه بس بزرگ و والای است. جایگاه معنوی معلم و آموزگار را نمی شود با هیچ موقف و جایگاه دیگری در جهان مقایسه کرد و هم سنگ دانست، ولی متاسفانه در افغانستان هرگز روز معلم گرامی نبود و گرامی نیست. معلم بد بخت ترین آدم افغانستانی بود و است که همیشه مورد بی مهری ها و جفا های متعددی قرار گرفته و قرار می گیرد و هیچ کس معلم را جدی نگرفته و نمی گیرد.

من وقت کلمه معلم را می شنوم چهره های لاغر و نحیف، دستان ترک برداشته، قامت های آفتاب خشک شده و واسکیل سوارانی در ذهنم مجسم می شود که با یک نگاه ساده می شود فهمید که چی قدر غریب و بی چاره و بی کس هستند و در طی تغییر نظام های سیاسی چی جفا های را که متحمل نشده اند؟!


در افغانستان هرگز معلم منبع و مرجع نبود و نیست. به اندازه که در افغانستان معلم خار و زبون و بی چاره گی کشیده و می کشد دیگر هیچ طیفی اجتماعی این همه رنج و درد را متحمل نشده است. تمام کسانیکه در افغانستان روز معلم را تبریک گفته و می گویید واقعاً از روزگار معلم ندانسته و نمی خواهند بدانند. من با هیچ روی نمی توانم روز معلمان خود یعنی روز استاد تاج محمد خان، استاد لعل محمد خان، استاد نادر خان، استاد محمد خان، استاد عبدالقادر خان و دیگر استادان خود را که روزگار شأن به مراتب از روزگار من خراب تر و پریشان تر بودند تبریک بگویم.


من تنبل ترین شاگرد بخش علوم ساینسی بودم و استاد محمد خان احمدی و استاد عبدالقادر خان استادان من بودند و بعد از اینکه از دانشگاه فارغ تحصیل شدم در همسایگی استاد عبدالقادر خان خانه داشتم و هر روز تلاش استاد را برای پیدا کردن یک لقمه نان شاهد بودم- و اینکه شام کودکان من از سر کوچه چی قدر خرید می کرد و از استاد چی قدر خرید می کردند با چشمان خود می دیدم.

از بین تمام شاگردان همین استادان که من می شناختم نا دار ترین و بی چاره ترین شأن من بودم و خداوند متعال شاهد حال است که سعی می کردم هرچیز که خرید می کنم از چشم استادان خود دور داشته باشم و خرید هایم را نبیند، پس شما های که روزانه موتر لوکس تبدیل می کردید، خانه های مجلل داشتید، هفته وار پارتی شبانه برگزار می کردید و می کنید، ساعت و انگشتر دست تان تمام زندگی یک معلم است چگونه روز معلم را تبریک می گویید؟

از درد یکایک معلمان خود خبر دارم و اگر بنویسم مطمین هستم که حوصله تان سر می رود و نمی خوانید.


جوانان تحصیلکرده و عزیز ولایت محروم غورم!


استاد عبدالرحیم خان عضو نظارت ریاست معارف مثال واضح و روشن است و لطفاً چند نفر تان یکبار به احوال گیری اش رفتید و از طریق کار و وظیفه که داشتید چی همکاری برایش داشتید؟

اینکه من چندبار به دیدنش رفتم و چی کارهای برایش انجام دادم خدا می داند و دوستان که با من بودند و اینجا نمی خواهم ذکر کنم. آنچه می گویم از تجربه زندگی من است و تا آنجای توانستم در مدتی که در شهر فیروزکوه بودم از زندگی خیلی از معلمان واقعی(بحث مدعیان معلمی که هر روز گل سر سبد یک قوماندان و زورمند است جداست) آگاهی حاصل کردم و خیلی خوب می دانم همین حالا در چی وضعیتی قرار دارند....

بیاییم اگر واقعاً راست می‌ گوییم بجای تبریک گفتن های خشک و خالی در روز معلم به اندازه توانایی خود معلمی را کمک مالی کنیم و اگر ۱۰۰ تن شاگرد برای یک معلم مبلغ ۱۰۰ روپیه کمک کنند می شود ۱۰۰۰۰ دهزار و این ده هزار برای یک معلم پول کلان و باعثی دلخوشی بزرگی در خانه و خانواده معلم می شود. و این مبلغ را اگر کمی بلند تر و بلند تر ببریم زندگی یک معلم در همین روز واقعا مبارک روزی می شود.


نثاراحمد کوهین


 
 
 

Comments


bottom of page