در سوگ نجیبی، شعری از روان
- نویسنده: مدیر سایت

- May 7, 2024
- 2 min read
Updated: May 13, 2024

ای دریغا! رفته استادم زبوستان کروخ
زرد گشته برگ سبزم چون خزان با رنگ و رخ
از نیستان ادب ببریده شد آن راد مرد
گشت آزاد همچو ماهی در میان گرم و سرد
استاد با وقار و خوش کلام و خوش زبان
از فصاحت، تا بلاغت، تا معانی و بیان
عالم دا نا که دانایان از او دانا شدند
هر یکش از مکتبش فرزانه و خوانا شدند
در بساط نکته دانان در سخن ممتاز بود
(بیدلِ)با هر دلی همراز و هم آواز بود
کم کمک نزدیک با سعدی و یا مولای بلخ
حرف نا هنجاربوده در مقامش زشت و تلخ
سبک خاصش سجع بود، اما چه سجعی دل نواز
دل ربودی از هری تا غزنه و بلخ و شیراز
صدر نشیِنِ علما در هر علمی بود خبیر
در مقام، گه شاه بود گه امیر و گه وزیر
کم نظیر و بینظیر و بی بدیل و بی حریف
کم گفتم! در نظام آدمیت، بی نهایت بود شریف
دوست دارِ هر شعر و هر نظم و هر بیان
لیک بشتر حرف قرآن و احادیث در زبان
بود مولانای ثانی بسکه بودست او لبیب
بیشتر از نیم قرن، در اوج منبر بود خطیب
بود روشن همچو نور در عالم عالیم شمول
صاحب اندیشه های تازه ، در اذهان قبول
در سیاست پخته بود و پخته هارا پخته تر
از بشر می گفت که: امروز هست مایل رو به شر
همچو پروانه به دورش هر جوان چرخیش داشت
او برای هریکش ، هم بذل و هم بخشش داشت
دانه ها میکاشت تا روزی برآیند از زمین
خرمنی گردد، و هر یک در کنارش خوشه چین
کاشته هایش در هری هر یک کرده خوشهها
هر خوشه با خودش افزون کرده دانه ها
ای خوشا برمن که از گلزار او گل چیده ام
بوی گل را هر سحر از عشق بلبل دیده ام
از سخاوت گر نویسم این قلم اشکش تمام
داستان زندگی اش ناتمام است نا تمام!
منزلش مهمان سرای عالم و فرزانه بود
درب کوخش باز بود، گر خیش یا بیگانه بود
هر طعامش بود ساده خارج از غوغای دهر
خوش طعم و خوش مزه هر چیز که خوردی بی ضرر
درمیان باغ و بوستان شاخسارش اوج داشت
چه کهن نخلی! که همچون بحر با خود موج داشت
آه سردی میکشم ! چون کبک خوش خوانم برفت
ناگهان پرپر زنان از کوه و دامانم برفت
در فرجام روح پاکش جانب اقبا شتافت
سوی عرش و کرسی و هر مسند اعلا شتافت
پیکر پاک و ضعیفش بر دل این خاک رفت
عشق میهن بر دلش، با دیدهء نمناک رفت
کرد وداع تا روز محشر چشم از دنیا به بست
خاطراتش تا ابد چون نقش در دل ها نشست
هست روان را درد بر دل بهر استاد تا ابد
چاره ساز درد او این است که:گوید یا احد!
روح پاکش شاد بادا! جایگاه باشد بهشت
داستانی بود که باید باقلم آن را نوشت
روح پاک مولانای بزرگوارم نجیبی عالی مقام شاد و خرم باد!





.png)



Comments