شرح مختصر زندگی امیرمحمد «خالقدادی» ارسالی آقای شایان
- نویسنده: مدیر سایت

- Dec 24, 2023
- 2 min read
Updated: Feb 20, 2024
شرح مختصر زندگی امیرمحمد «خالقدادی»
در ابتداء سروده زیبای داکتر نصیر »ندا« غوری را که مطابقت به زندگی ام دارد تحریر میدارم :
آن زمان کز عمر ما از سر گذشت
بی ز راحت پر ز درد سر گذشت
کودکی این بار غـم بردیم بدوش
نو جوانی با جــدال و با خروش
حال هستیم ما اسیر هـــجر آن
وضع من بوده چنین ای دوستان
کی قرار بوده بر من یک زمــان
گه اینجا گاهی آنجـــــا بی امان
من ندانستم کجا است جای من
دوستان و میهن و مــــاوای من
آنچه دارم من به دنیا این بهاست
خانم خوب و همین فرزندهاست
بنده امیر محمد »خالقدادی « غوری فرزند محمد رحیم متولد سال 9331 هجری شمسی در دهکده اویان چهارراه ولسوالی تولک ولایت غور میباشم، دوران کودکی ام را در آغوش پر مهر مادر و پدری که از کلیه نعمات زندگی محروم بودند سپری نمودم .
با کمال خوشبختی در جوار خانواده علم پرور اویانی می زیستم که سواد و آموزش جزء فرهنگ ایشان بود استاد داکتر نصیر »ندا« یگانه مشوق و یگانه استاد رهنمایم بود.
در سال ۱۳۴۹ شامل مکتب متوسطه چهارراه شده الی سال ۱۳۵۸ از صنف هشتم مکتب فوق فارغ و به لیسه استاد کمال الدین بهزاد معرفی شدم، دوره لیسه را به رشته آرت(هنرها) و مینیاتوری با تحمل وهامت های روز مره جنگ در سال ۱۳۶۱ هجری شمسی ختم نمودم، فراغت آن زمان مصادف به سوق عسکری ام بود از ادامه تحصیالت عالی باز ماندم، عشق هنر که زاده رنج و محنت های زندگی بود به ذهنم تحکیم یافت.
با سقوط ولسوالی چشت شریف به محل خود
رفته سالها بدون مرجع و منبع علمی تمرین مینمودم تا اینکه ارجمندانم رفیع احمد و نثاراحمد»رحیمی« به مکتب رفته دوره لیسه را به لیسه استاد کمال الدین بهزاد در هرات به درجه عالی و افتخار آفرینی سپری نمودند. بنده با انجام دادن کار شاقه
آنها را به پوهنحی هنر های زیبای هرات تمویل نمودم.
خوشبختانه رفیع احمد جان با فراگیری رشته گرافیک و نثار احمد جان
به رشته مینیاتوری به درجه عالی و افتخار آور من و سرزمین غور شدند.
از رشته های خود چندین نمایشگاه انفرادی و جمعی برگذار نمودند بعد از فراغت ده ها تابلوی هنری فرا منطقهای خلق نمودند که در قالب یک گالری شخصی در جنب حویلی خود داشتیم که با تأسف در سال ۱۳۹۵ یک سلسله سوء تفاهمات بمیان آمد بعد از رسانه ای شدن فشار های جانبی به میان آمد، مایان بخاطر نجات جان خود اکثریت تابلو ها را در مکانهای نا مناسب گذاشتیم که سبب نابودی کامل آنها شد.
اکنون
عشق در ذهن و قلب ما نهفته است. اما؛ دست ما کوتاه از تداوم آن است؛ من و ارجمندانم که رشته های هنری رسم آزاد، مینیا توری و گرافیک را گاهگاهی که ممانعت شرعی ندارد با وصف ضعیفی چشمان خود و با روشنی قلب عاشقانه خود ترسیم مینماییم.
تحریر را با این سروده استاد »ندا« خاتمه میدهم :
گر دلی باشد میان آسیــا
هست آن دل سرزمین آریــــا
آریا را گر دلی باشد به تن
غور باشد همچو دل جای به جا
✍️ امیر محمد خالقدادی
تشکر از آقای شایان بابت فرستادن این مطلب






.png)



















Comments