شعری از رامین ملزم
- نویسنده: مدیر سایت

- Mar 6, 2024
- 1 min read
غزل...
گیرم که اضطراب نباشد چه میکنی
یا رنجش و عذاب نباشد چه میکنی
با رخت خواب و بالش پر راحتی مگر
در بستری که خواب نباشد چه میکنی
اینجا کسی به داد ستمگر نمیرسد
آنجا اگر حساب نباشد چه میکنی
باران اگر مدام ببارد به مزرعی
وقتی که آفتاب نباشد چه میکنی
با غم اگر کنار بیایی نهایتن
در خانهات شراب نباشد چه میکنی
جز خلق خون و وحشت و زنبارگی و جهل
یک آیه در کتاب نباشد چه میکنی
بعد از هزار سال سیاهی و بردهگی
طرحی بر انقلاب نباشد چه میکنی
رامین ملزم






.png)



Comments