top of page

شعری از رامین ملزم

۱۰۰

من درد دارم، دردِ بی‌درمانِ بعد از تو

افتاده‌ام در گوشه‌ی پنهانِ بعد از تو

با خاطراتت زنده و با خویش درگیرم

بسیار رنجم می‌دهد، مهمانِ بعد از تو

دیگر نمی‌پیچد در این ماتم سرای ما

آوای شادی، قل‌قلِ قلیانِ بعد از تو

تو صاحب یک باغ حاصل‌خیز بعد از من

من خاکِ سرما خورده‌یی گلدانِ بعداز تو

پاییز با آنکه هنوزم فصل دلخواهی‌ست

اما ندارد لذتِ چندانِ بعد از تو

می‌نوشم و می‌گریم و آواز می‌خوانم

شک می‌کنم بر هستی و انسانِ بعد از تو

دیوانه‌ام، آری خودم هم خوب می‌دانم!

راهی ندارم جز خطِ پایانِ بعد از تو!

سیگار را خاموش کردم تا نسوزاند

یاد تو را، دستِ مرا، بحرانِ بعد از تو

رامین ملزم

 
 
 

Comments


bottom of page