top of page

شعری از روح الامین امینی

این سو درختان سبز، آن سویم درختان خشک

بر سرزمینم چیره شد طوفان و طوفان خشک

حیوان سرمستی در آن مرتع خرامان است

حیوان سرمستی در آن مرتع که انسان خشک

در سایهٔ شیطان زمین از سبزه می‌ترسد

بلخ و هرات و کابل و غزنی و پروان خشک

یک نام دارم؛ نامی از اعماق این تاریخ

تنها به جا مانده برایم یک خراسان خشک

من سرزمینم سرزمینِ شعر مولاناست

این ریشه را کی می‌توان این گونه آسان؛ خشک...

انسانم و حیوان مرا اهلی نخواهد کرد

با پتک سنگین می‌زند بر روی سندان خشک

 
 
 

Comments


bottom of page