شعری از سیدای کروخی خطاب به حضرت حیران
- نویسنده: مدیر سایت

- Nov 5, 2023
- 1 min read
Updated: Feb 20, 2024
الا یا ایهاساقی منور از تو محفلها
بده جامی که شد خشک از عطش بنیاد ساحلها
شب تا راست و ره دشوار و طی نا چار در یا بار
بجز فضل تو نا پیدا بود اقصای منزلها
بمیدان غمش بی همت پیغمبر توفیق
بصدیقان ره هریک ابوجهل است حائلها
بمستی نردبان عشق را بالا روی ورنه
بسا در گام اول زیر لغزیدند حاملها
جهاد نفس عاصی فرض دان از دی مباش ایمن
که از مکر و حیل زاد است هزاران عاص و اهلها
دم تیغ ستم خون می چکد در هر قدم تا حشر
جزائی میبرد آخر که تا در گاه قاتلها
در این مشهد مرو بی باک بکشا دیده عبرت
که زیر هر قدم گلچهره افتادست در گلها
مزاغ لعل نوشینش غذای جان مشتاقان
هوای زلف پرچینش کمند گردن دلها






.png)



Comments