top of page

شعری از محمد علی عندلیب

خوشاغور وخوشافصل بهارش

خوشا آب وهوای خوشگوارش


خوشاجنگجای باملك جواجه

گلاب و واله و كله منارش


به بقرستان وآب تنگش نظرکن

جوان مردی ببين از شهسوارش


مزاری حضرت واله درآن جاست

خمين را كم مبين در اعتبارش


بودجام جهان وتخت جمشید

به شهری سبز بایمن ويسارش


دیاری سبزک جنگجای اوليا

ز اولادی سلیمان یادگارش


منار ازكله ها على زمان ساخت

انوش و احمد و یحی چهارش


اگرصدحاتم طی زنده گردد

بوددرخوان حیدرافتخارش


وكیل عثمان رحماني همانا

به ملک غورهمیدون شهریارش


نسب دهمرده ومذھب حنیفی

به دین احمدمرسل شعارش


به تولک خواجه عبدالله علوی

همیشه دشمنان صید شکارش


ز ساغرباده نوشم ای عزیزان

خوشا ابهار وانواع ثمارش


به عالم عالمان رابس علم بود

مکرم عالمی عالى تبارش


چوباشدزادگاهش ده قاضي

بوداحمدعلی نام كبارش


زوصف تيوره الف مراتب

چوگویم کم بوداندرشمارش


به شهرک نام برج أآشكارا

سیاه موي وجلالی انحصارش


بتاريخ جهان مشهورگشته

به صدرغورماجام ومنارش


به یاد راضیه مست است تاریخ

که عمر خضر می بخشد خمارش


چولنگ شاه مردان بام دنیاست

چه مردانی قوی اندرکنارش


شهاب الدین بودشیخ سحرورد

چهل ابدال ولی وخواجه غارش


غياث الملك والدین امپراطور

همیشه سرکشان گشته حقارش


نظركن قلعه فیروزکوه را

به سقف نیلگون پیوسته تارش


به اوج نصرت دنیا رسیدند

همه سلاله های تاج دارش


بقای ملک شان در مهدتا یخ

بود۷۹ کم ازهزارش


هزاران گونه انواع نباتات

به دامان وحریم كوهسارش


زبوونگهت عطر گیاهان

فرح بخش است بسا لیل ونهارش


ستایش میکندقلب هزینم

نوای قمرى وكبک وهزارش


مزاری مادرم غوراست یاران

به چشمم طوطياباشدغبارش


سر وجان (عندلیبا) گیر بركف

پی حب‌الوطن وقف و نثارش


شاعر: محمد علی (عندلیب)


 
 
 

Comments


bottom of page