شعری از مهندس اکرام بسیم
- نویسنده: مدیر سایت

- Mar 8, 2024
- 1 min read
Updated: Mar 11, 2024
چند بیت از یک قصیده برای استاد رهیاب فقید:
نمیرسد خللی آنچه را نهاد به ارث
به سیل فاجعه کی شد بنای نور خراب
«ستاره دیده فرو بست و آرمید»، ولی
ستاره است، ولو در کشد به خاک نقاب
سخن کشد به درازا اگرچه، میگویم
که حسرت است بماند نگفته حرف حساب
ستاره نور چه بخشد که نور مهجور است
در این زمانه که گردیده تیرهگیها باب
در این زمان که ندارد مقامِ چوب، قلم
در این زمان که ندارد بهای خشت، کتاب
نه هر که جزوه تورق نمود، شد استاد
نه هر که باب خطابت گشود، شد خطّاب
کجا به منزل مقصد رسید، هر رهرو
هزار ره سپرد تا مگر شود رهیاب






.png)



Comments