top of page

شعری از همت عزیزی

چمن را مست می‌سازی تو با رقص قدم هایت

شـگوفا می‌کنی گـل را به نازِ بیش و کم هایت


به دلها غنـچه مـی‌کاری خجـل سازی بهاران را

امـیــد تـازه می‌بخشـی به نبـض محترم هایت


به گلـشن وعـــده هـا دادی تأمـل کن حـمل آید

چه طرح نو به سر داری به تجدید قسم هایت


لطافت در بغــل داری حــسادت میـکـنـد بـاران

به ناجو طعنه می‌گویی تو با آن قد عَلَم هایت


شـــمـیمِ عـــطر بـارانی، نـسیـــمی از گلــستانی

به جسم مرده ام جانی، مگیر از من کرم هایت


بـده از قـهـوهٔ چـشـمت ز عـطـر مـوی خـرمـایـی

و من را مست خود گردان تو با رقص قدم هایت

همت عزیزی

۵/۱/۱۳۹۹

 
 
 

Comments


bottom of page