عبدالرزاق وفا دار که بود؟
- نویسنده: مدیر سایت

- Apr 14, 2024
- 3 min read

(۷۸۶)
مرحوم سیدعبدالرزاق فرزند مرحوم مفتی سیدعبدالقادر فرزند مرحوم قاضی سیدعبدالله گمنام در سال ۱۳۲۲ه.ق در خاندان علم ودانش، شعر و ادب، تصوف و عرفان در قریه خواجه های ولسوالی تولک ولایت غور دیده به جهان گشود. سیدعبدالرزاق مشهور به آقاصاحب تحصیل علوم دینی را به پایان رساند. آخرین محل تحصیل شان ولسوالی شیرین تگاب ولایت فاریاب بود. موصوف در همین ولسوالی به تدریس علوم ماحصله اش پرداخت و بعد از مدتی در دستگاه دولت رسماَ شامل وظیفه گردید. در کسب و کار دنیوی به گل و درخت مثمر و غیر مثمر علاقۀ خاص داشت، باغ موجودۀ مرکز ولسوالی تولک ثمرۀ دست و زحمت کشی ایشان می باشد.پدر، پدر کلان و خود مرحوم سیدعبدالرزاق هر سه تن شاعر بودند. مرحوم سیدعبدالرزاق تا مرحلۀ تقاعد به دولت کار نموده و یگانه فردی بود که به فساد آلوده نبوده، به پاکی، صداقت و امانت داری کار کرد. آن مرحوم صاحب ولایت نیز بوده و از ایشان کرامات زیادی سر زده منجمله فوت خود را که به کابل صورت می گیرد و به حضیره شهداء صالحین دفن می گردد پیش بینی کرده بودند، که در اشعار محبت نامه شان تذکر رفته است. موصوف روزی جهت انجام کارهای تقاعدش به وزارت مالیه می رود با خانمی به اسم زهره کارمند آن وزارت آشنا می شود و به اولین دیدار و به سن (۷۰) سالگی عاشق و شیدایش می شود و به نام او دوبیتی های زیادی را گاه به اسم محض و گاهی به تخلص و وفادار می سراید و به نام محبت نامه کتابی را ترتیب می دهد. از اسم چهار حرفی زهره برداشت های خود را این طور بیان می کند و زهره را مقدس میداند:
ملائک مقرب چار اند: چبرائیل، عزرائیل، میکائیل و اسرافیل.
اِعراَب یعنی حرکت حروف چار اند به اصطلاح عرب: ضم، فتح، کسر و سکون.
اعراب به اصطلاح زبان فارسی چار اند: پیش، زیر، زبر وساکن.
کتب مقدس آسمانی چار اند: قرآن مجید، زبور، تورات و انجیل.
خلفا و یاران رسوالله چار اند: ابوبکرصدیق، عمر فاروق،عثمان غنی و علی حیدر.
مذهب چار اند: حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی.
طریقت های مشهور چار اند: قادریه، نقشبندیه، چشتیه و سهروردیه.
عالم بالا چار اند: عالم ملکوت، عالم لاهوت، عالم جبروت و عالم ناسوت.
ارکان دین چار اند: نماز، روزه، حج و زکات.
عناصر زمین چار اند: خاک، آتش، آب و باد.
و مثالهای دیگری از این گونه. از خصوصیات دیگر آن مرحوم این بود که بسیار خلیق و متواضع و حمیده خصال بود. اطفال را بسیار دوست داشت و با کلان سالان، جوانان و نوجوانان برخورد شریفانه و محرمانه می نمود.
نمونه اشعار آقاصاحب: تحت عنوان محبت نامه
قلم بنویس از زهره حکایت شود شهره به هر شهر و ولایت
مرا عزم هرات و قندهار است الهی زهره را داری سلامت
عزیزم زهره اقبالت بلند است به سید زهره جانم ارجمند است
دو ابرو طاق محراب نمازم صف مژگان تو عاشق پسند است
بدوشنبه رسیده عید قربان بیا زهره بشو امشب تو مهمان
بروز عید قربانی ضرور است بکن زهره مرا امروز قربان
دو ابرو زهره ام شمشیر دارد به تیزی هر چشمش تیر دارد
هدف را سینه سید گرفته به بستر ناله ای شب گیر دارد
دوچشم زهره چون چشم براق است به پیری عاشقی شوق و مزاق است
دوتیر ناوک چشم سیاهش هدف این سینه عبدالزراق است
ستاره زهره را تعریف کردند به اوصاف بلند تعریف کردند
معلم ها به علم های نجومی همه تاثیر را تخویف کردند
حساب از هفته و روز و مه وسال همه از زهره می جویند احوال
فضیلت را خدا در زهره داده به کار خیر به از تعویذ و هر فال
مرا عزم سفر اندر هرات است دعایت می کنم سرتا حیات است
لبان زهره شکر خنده دارد به شیرینی فقط قند و نبات است
خدا داده مقام ارجمندی به خواست اوست پستی و بلندی
به مظلومان ببین از بهر شفقت به دنیا و به عقبی سربلندی
به زهره از دل و جان عاشقم من ولی از عاشقان صادقم من
به دوشنبه رسیده عید قربان بیا زهره بشو امشب تو مهمان
بروز عید قربانی ضرورست بکن زهره مرا امروز قربان
به کابل مدت یکسال بودم چو دیدم زهره را خوشحال بودم
قدت سروی به بوستان است زهره لبت یاقوت و مرجان است زهره
گلم عبدالرزاق دل شکسته اسیر درد پنهان است زهره





.png)



Comments