top of page

تخریب آرامگاه در هرات، نصرالدین سلجوقی



تخریب آرامگاه در وسط جادهٔ دروازهٔ خوش هرات


به تاریخ ۲۸ دلو ۱۴۰۴، آرامگاهی که در دروازهٔ خوش ولایت هرات موقعیت داشت، به‌دلیل وقوع حوادث ترافیکی و قرار گرفتن آن در وسط جاده، تخریب گردید. در میان جاده تختی به شکل مربع وجود داشت که بر روی آن دو مقبرهٔ گمنام و بدون سنگ‌لوح قرار داشت.


شایان ذکر است که این مقبره از سوی مرحوم استاد محمد آصف فکرت به «پیر ماخ هروی» نسبت داده شده است؛ شخصیتی که گفته می‌شود صاحب تفسیر بوده و دربارهٔ هویت او دیدگاه‌ها و فرضیه‌های گوناگونی مطرح شده است. تخریب این آرامگاه در شهر هرات واکنش‌های گسترده‌ای را در میان پژوهشگران، تاریخ‌پژوهان و دوست‌داران فرهنگ و میراث تاریخی برانگیخته است.


در کتاب مقصداللّحان سلطانیه و مرصدالامامی خاقانیه (یا بخش نخست رسالهٔ مزارات هرات، تألیف سال ۸۶۴ هجری قمری) از این مزار یاد شده و در آن از شخصی به نام شاه ابوالقیس نام برده شده است. مرحوم فکری سلجوقی در پانویس این اثر می‌نویسد:


«خاک ابوالقیس در وسط جاده‌ای که از دروازهٔ خوش به‌سوی پل ریگینه کشیده شده، نزدیک پارک بیرون درب خوش، روبه‌روی حمام قرار داشت. در وسط جاده تختی ساخته بودند که بر روی آن دو قبر موجود بود: یکی شاه ابوالقیس که از سادات جلیل حسینی بوده و دیگری مولانا ابوالخیر، برادر خواجه ملا کوهی.»


به هر صورت، هر دوی این قبور بخشی از تاریخ و هویت فرهنگی شهر هرات به‌شمار می‌روند.


با یادآوری این رویداد، ذهن نگارنده به تخریب آرامگاه دیگری در هرات معطوف می‌شود؛ تخریبی که نشان می‌دهد در حدود یک قرن پیش، حس مسئولیت‌پذیری در قبال احیای چنین اماکن تاریخی تا چه اندازه پررنگ بوده است.


در جریان محاصرهٔ هرات توسط عبیدهٔ ازبک، هلالی چغتایی منظومه‌ای در هجو او سرود. به همین سبب، وی را به جرمی متهم ساخته و در چهارسوق شهر با بی‌رحمی و قساوت به قتل رساندند و در همان طاق دفن کردند. روایت شده است که هنگام قتل، سر او شکسته و خون بر چهره‌اش جاری بوده است. بعدها محل دفن او تخریب و به‌جای آن دکانی ساخته شد.


زنده‌یاد استاد فکری سلجوقی در رسالهٔ مزارات می‌نویسد که زمانی‌که خود محصل مدرسهٔ پای‌حصار بوده، با چشم خویش مشاهده کرده است که استخوان‌های درهم‌شکستهٔ هلالی را از زیر خاک بیرون آوردند. در آن هنگام، درویشی به نام سید نظیر ـ که در پای‌حصار دکان بقالی داشت ـ استخوان‌ها را در توبره‌ای ریخته، همراه با مقداری از خاک آرامگاه بر دوش گرفت و به پای‌حصار برد. سپس آن‌ها را در کنار قبر فخرالدین علی دفن کرد و بر سر آن آرامگاه بیرقی برافراشت.


پس از تخریب مدرسهٔ سلجوقیان در سال ۱۳۱۴به‌دلیل اعمار سرک‌ وصل شهر نو به شهر کهنه دولت وقت آن قبور را به‌گونه‌ای آجرنما، همراه با نصب سنگ‌لوح‌های کوچک، بازسازی کرد که هر دو آرامگاه تا امروز پابرجا مانده‌اند. ای کاش در جریان تخریب آرامگاه‌های اخیر نیز، افرادی مسئول یا گروهی دلسوز پیدا می‌شدند تا دست‌کم با انتقال بقایای آن‌ها به مکانی مناسب، در حفظ این یادگارهای تاریخی می‌کوشیدند.


نکته ء دیگری را هم بایدیادآور شد که در سال ۱۳۳۷ در یک پروژه ، دولت وقت تصمیم اتخاذ نموده بود تا سرکی از پایحصار تادرب قندهاراحداث نماید روی بام های دکان ها و منازل اقوام ما در شمال مسجد میخ های کوبیده شده بود که این محلات تخریب می شود حتا مسجد پایحصار در همین تخریب ها شامل بود نمی دانم چه انگیزه باعث شد که این پروژه تحقق نیافت.


به یاد دارم که در قسمت جنوب غربی مسجد همواره حادثات ترافیکی رخ می داد موتر کم بود وسایل تقلبه همان گادی های چترسنگ بود گادی ها واژگون می شد اسب ها با مردم زخمی می شدند. مردم می گفتند که در همین منطقه اولیای دفن بوده است در حالیکه هیچ اولیای نبوده همان سرک سازی غلط موجب همچو حادثات ترافیکی می گردید. شبی پدر مرحوم من به نماز میرفته که با گادی درنزدیک مسجد تصادف می کند و خیلی زخمی شده بود اورا به شفاخانه برده بودند. گادی وان بیچاره را ترافیک ها و‌پولیس ها توقیف نموده بودند. گادیوان خواهش کرده بود تااورا نزد پدرم ببرند تا معذرت خواهی کند، فردای آن گادی وان را پولیس ها و ترافیک به خانه آوردند او زارزار می گریست پدرم گفتند او گناهی نداشته شب بوده اورا رها کنید من هیچ ادعای ندارم او از خوشی رهایی خود دوبار گریه را شروع نمود و اظهار امتنان می کرد.


ای کاش همان پروژه تحقق می یافت که امروزه از تراکم ترافیکی جلوگیری بعمل می آمد و هم به زیبایی شهر افزوده می شد.


منابع:

سلجوقی، نصرالدین، از حاشیه تا متن، دربردارندهٔ مطالب اجتماعی، فرهنگی، نقدها و گزارش‌ها.

مقالهٔ دکتر خلیل‌الله افضلی ، موسسه ء پژوهشی بایسنغر.


 
 
 

Comments


bottom of page