جناح بندی های حزبی در حکومت، صبورالله سیاسنگ
- نویسنده: مدیر سایت

- Dec 19, 2025
- 2 min read
«جناح بندیهایهای حزبی در حکومت»
«جناح هزارهها
سلطانعلی کشتمند که هشت سال به حیث صدراعظم نظام کمونیستی جمهوری دموکراتیک خلق ایفای وظیفه نمود و سکان حکومت دموکراتیک خلق را در بحرانهای شدید در دست داشت و اداره میکرد، گرچه جناحبندی شدید داخلی نداشت، ولی با جمعی از اطرافیان مانند محمدعوض نبیزاده (معین وزارت اقوام و قبایل)، سیدحسین سنگلاخی و دیگران ایدههایی برای قوم خود داشتند. ایشان ضمن اینکه برای دوام و استحکام حکومت خلقی کار میکردند، تلاش داشتند که هزارهها به عنوان یک رکن عمده حکومت باشند، از دولت حمایت کنند و در چوکات حکومت، جایگاه مناسبی داشته باشند.
آنها تلاش میکردند حکومت خودگردان هزارستان را در چوکات نظام جمهوری [دموکراتیک] خلق ایجاد نمایند و برخی مناطقی که هزارهها در آنجا اکثریت بودند را در چوکات ولایت هزارهنشین تنظیم کنند. در همین راستا "سرپل" را به عنوان ولایت هزارهنشین منظور کردند. در این ولایت، غریبحسینخان به حیث والی (هزاره)، ملا کریم به حیث معاون (ازبک)، جنرال غلامحسین فنا به حیث قوماندان امنیه (هزاره) و عبدالواحد به حیث آمر امنیت (هزاره) تعیین شده بودند.
آقای کشتمند در بعد نظامی هم اقداماتی را به ثمر رسانده بود. به طور مثال، او از سیدمنصور نادری - رهبر شیعیان اسماعیلیه - حمایت کرد و فرقۀ ۸۰ بغلان را زیر نظر سیدمنصور نادری منظور کرده بود؛ همچنین سیدحسامالدین حقبین به حیث قوماندان فرقه تعیین شده بود و نیز در چوکات یک گروه اوپراتیفی، سه فرقه در اطراف کابل را برای هزارهها منظور کرده بود: فرقۀ ۹۵ به قوماندانی جنرال سلطانی و معاونت عباسی در ولایت غزنی، فرقۀ ۹۶ به قوماندانی سیدمحمدیونس نجفیزاده و معاونت دگروال عبداللطیف در ولایت میدان وردک و فرقۀ ۹۷ به قوماندانی فردی به نام سیدعبدالحق در ولایت پروان.
البته فعالسازی آنها به دلیل شتاب گرفتن حوادث سقوط دولت انجام نشد. همچنین قرار بود که آقای کشتمند یک فرقۀ مکانیزه در ولایت بلخ را نیز برای هزارهها منظور کند که به دلیل عملیات تنگی صیاد که قبلاً ذکر آن رفت و بندی شدن حاجی غلامسخی (قوماندان غند والگا)، این فرصت فراهم نشد.
در اینجا باید اعتراف کنم که رهبران جهادی هزاره به شمول خودم، دورنمای روشنی برای آیندۀ مردم خود و کشور متصور نبودند و به دلایل صرفاً اعتقادی، بدون کاربرد یک دیدگاه ستراتژیک و استفاده از تدبیر سیاسی با عدم درک درست و دقیق از اوضاع و شرایط کشور، منطقه و جهان عمل کردند و خود را با شعارهای کلی و میانخالیِ جهانوطنی اسلامی فریب دادند و به هیچیک از طرحهای سلطانعلی کشتمند مبنی بر تقویت و تجهیز بهموقع هزارهها و طرح خودمختاری هزارستان یا پاسخ مثبت ندادند، یا از آن استقبال اندکی کردند و تمامقد همراهی نکردند.
این یک اشتباه تاریخی بود که مانند ابرهای بهاری گذشت. اعادۀ آن فرصت، زمان مناسب خودش را میطلبد.» (صفحات ۵۷۷ و ۵۷۸ "سرنوشت من: راه دشوار مبارزه"/ حاجیمحمد محقق، نومبر ۲۰۲۵)
یادداشت سیاسنگ
درد و بلای همین محقق [اگر نویسنده است یا نیست] بزند به سر یکایک از بالانشینان راست و چپ سیاسی که از خاطرات و کارنامۀ خویش، کتاب ۸۰۰ و ۹۰۰ صفحه که هیچ، هفت تا هشت پاراگراف ننوشتند و رفتند یا اینک زنده زنده پایان مییابند.
یادم نیست چه کسی گفته بود: "اگر دیروز فکری برای امروز میکردیم، امروز چنین بیفردا نمیماندیم".






.png)



Comments