موج دریای دری، دکتر آرزو
- نویسنده: مدیر سایت

- 5 hours ago
- 1 min read
موج دریای دری
زبانِ مادری را جان جانان ما دری گفتیم
دری را درّ دریایِ زبانِ مادری گفتیم
پرِ پرواز ما را داد گردون موج زیبایی
به گیسویت قسم زیباترین را ما پری گفتیم
شکستِ ناله شد ققنوس آه واپسین ای دوست
شرارِ خفته را بیداریِ خاکستری گفتیم
سرشکِ ناامیدی بر لبِ اندیشه زد لبخند
هرآنچه گفتهایم ای وای از بیباوری گفتیم
خجل شد خامه و فوّاره زد اندوه ناپیدا
نشاطِ ناله شد ناشاد و از بیدفتری گفتیم
درین عصری که هوش مصنوعی افسونگری دارد
به میدانِ نبوّت هو زدیم از ساحری گفتیم
به رنگِ دیگری دارد سخن اعجاز هستیبخش
خرد مستانه شد نقّاد و از پیغمبری گفتیم
و شاگردِ خدا را دیدم و در گوشهی باغی
به لحنِ بلبل و گل از گلابِ شاعری گفتیم
هریرودِ خیالِ ما به بیتابی تلاطم کرد
تساهل ساحلِ اندیشه شد تا از هری گفتیم
پرندِ همگرایی پرورد نقش دلانگیزی
زبانِ فارسی را موج دریای دری گفتیم
استانبول ، آجارکنت
۷/ ۱۲/ ۱۴۰۴ خورشیدی
۲۶ فبروری ۲۰۲۶ م






.png)



Comments