

اندر منقبت یک روشنروان، مستمند غوری
استاد غلام نبی روان بسم الله الرحمن الرحیم اندر منقبت یک روشنروان به روشنروانی برآور دمی که یک مرد دانا به از عالمی انسانهای فرزانه و فرهیخته در حقیقت ثروت مملکتاند و سرمایۀ بزرگ ملت، آنها عزیز اند و محترم؛ زیرا محترم بودن نتیجۀ یک عمر لیاقت اندوختن است. در میان رجل برجسته و شخصیتهای لایق و شایستۀ معاصر، دوست ارجمند جناب استاد حاجی غلام نبی روان است. استاد روان فرزند میرزا حبیب خان ابن سردار سادات خان ابن سردار سربلند خان فیروزکوهی است که در سال 1338 هجری شمسی در قریۀ ز


یک سر هزار زنبور، تازه های کتاب
📚 معرفی کتاب تازه منتشرشده کتاب شعر «یک سر و هزار زنبور» اثر شایان فریور به تازگی توسط انتشارات برگ منتشر شده است. این مجموعه حاصل سرودههای چندین سال شاعر (۱۳۸۸ تا ۱۴۰۴) است و در پنج بخش گردآوری شده است. شعرها در قالب رباعی و دوبیتی نوشته شده و به مسائلی چون تجربه مهاجرت، زیست در سایه جنگ، دغدغههای اجتماعی و روابط انسانی میپردازد. در این کتاب، شاعر کوشیده است روایت شخصی خود را از یک دوره پرتنش تاریخی ثبت کند. «یک سر و هزار زنبور» با ویراستاری نورمحمد نورنیا و طراحی و صفحه


موج دریای دری، دکتر آرزو
موج دریای دری زبانِ مادری را جان جانان ما دری گفتیم دری را درّ دریایِ زبانِ مادری گفتیم پرِ پرواز ما را داد گردون موج زیبایی به گیسویت قسم زیباترین را ما پری گفتیم شکستِ ناله شد ققنوس آه واپسین ای دوست شرارِ خفته را بیداریِ خاکستری گفتیم سرشکِ ناامیدی بر لبِ اندیشه زد لبخند هرآنچه گفتهایم ای وای از بیباوری گفتیم خجل شد خامه و فوّاره زد اندوه ناپیدا نشاطِ ناله شد ناشاد و از بیدفتری گفتیم درین عصری که هوش مصنوعی افسونگری دارد به میدانِ نبوّت هو زدیم از ساحری گفتیم به رنگِ د


تخریب آرامگاه در هرات، نصرالدین سلجوقی
تخریب آرامگاه در وسط جادهٔ دروازهٔ خوش هرات به تاریخ ۲۸ دلو ۱۴۰۴، آرامگاهی که در دروازهٔ خوش ولایت هرات موقعیت داشت، بهدلیل وقوع حوادث ترافیکی و قرار گرفتن آن در وسط جاده، تخریب گردید. در میان جاده تختی به شکل مربع وجود داشت که بر روی آن دو مقبرهٔ گمنام و بدون سنگلوح قرار داشت. شایان ذکر است که این مقبره از سوی مرحوم استاد محمد آصف فکرت به «پیر ماخ هروی» نسبت داده شده است؛ شخصیتی که گفته میشود صاحب تفسیر بوده و دربارهٔ هویت او دیدگاهها و فرضیههای گوناگونی مطرح شده است. ت


دیوان دارا، مهندس اکرام بسیم
نام شاعر دردآشنا و درویشمشرب، اسماعیل دارا را تا همین دو دهه پیش کمتر کسی شنیده بود. این مهجور ماندن احتمالاً ناشی از انزوا و گوشهگیری خود شاعر در روزگار و جغرافیایی که میزیسته-که در جای جای شعرهایش به آن اشاره کرده است- و همچنان عدم علاقهٔ مخاطبان تهیدست و زمینگیر این سرزمین به پخش و اشاعهٔ آفرینشهای ادبی میباشد. حدود دو دهه پیش غزلیات دارا از سوی انتشارات احراری در هرات چاپ شده بود. بعداً منتخبی از غزلیات این شاعر را نشر جوان منتشر کرد. اما اخیراً نشر کامگار، چاپ نسبت


کتلهای لهجهء من تا زبان درسی استادغلامحیدریگانه
کتلهای لهجهء من تا زبان درسی * * درامد شماری از این کتلها شاید بسته به آرایش مطالب در کتب درسی باشد؛ اما بیشترین گردنهها به تفاوت لهجه با متن درسی و نیز به روش آموزگاران میرسد. میتوان گفت که وضعیت ما و مکتب و معلمان ما را در آن زمان، میانگین آگاهی بیست ملیون جمعیت کشورمان تعیین کرده بود. اما درحال حاضر که هم بهلحاظ آگاهی و هم از نظر کمی، نفوس ما به برتریهای چشمگیری دست یافته، انتظار این است که از رنج کودکان در مکاتب بسیار کاسته گردد. پس، باید بومیسازی آموزش و تدریس و


.png)










































