

خاطرهای از عبدالقدیر هلال، عسکر خواننده خوش صدا به قلم ارجمندی شان حارث هلال
فلک بیدرد و دل بر راهم آواز هماندم نغمهٔ دوری کند ساز اواسط دورهٔ اول تحصیلی بود. پدرم، شادروان عبدالقدیرجان هلال (عبدالقدیر عسکر)، که چند دوره مریضی را در داخل هرات و کشور ایران سپری کرده بودند، با وداع با من به طرف پاکستان رفتند تا بعد از تداوی، به دیدار چشمان منتظر و کودکانهام بیایند. هفتهها منتظر ماندم. گاهی از طریق نامه یا خط، خبری از بهبودیشان میرسید. حتی در آخرین بارها گفته میشد که صحتشان به طور نسبی خوب است و اگر موردی پیش بیاید، عملیات بازِ قلب میشوند. من با


محمد رحیمی
عالم خان امیر بخارا در کنار امیر حبیب الله کلکانی ارگ ، کابل ـ ۱۹۲۹ میلادی امیر بخارا زمانيكه که با حمله ئي نظامی بلشويك ها يعنى اتحاد شوروی روبرو مى شود، و با وجود مقاومتِ که براى حفظ بخارا انجام داد، توان ادامه ئي مقابله علیه لشكر روس ها را نداشت، ترك بخارا نموده و وارد افغانستان شده تا با يارى دولت وقت بتواند مبارزه ئي مسلحانه ئي خود را در برابر روس ها ادامه دهد و درخواست كمك و دست یاری از حبیب الله کلکانی نمود تا بدین وسیله در برابر شوروی به ایستد و اقتدار امارت بخارا را


یادی از کاکا در روز پدر
یاد از کاکا در روز پدر نوشته: صالح محمد شیرزی سناتور محمد نصیر خان، فرزند ارباب آقاشیر خان، در سال ۱۳۱۸ هجری شمسی در خانوادهای بانفوذ و متدین، در قریهٔ تهآب، ولسوالی تولکِ ولایت غور، دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و علوم دینی خود را نزد علمای محل، در همان قریه فراگرفت و در ایام نوجوانی به نام «ملا نصیر» در میان مردم شهرت داشت. پدرش، ارباب آقاشیر خان، از خوانین نامدار آن زمان بود. بزرگان و متنفذین ولسوالیهای ساغر، فارسی، شهرک، چشت ، تولک و سایر مناطق، برای حلوفصل مسائل


شجاع الدوله
«آقای شجاعالدوله خان و وزیر مختار لندن صبورالله سیاسنگ شجاعالدوله خان - پسر شاهدوله خان، از قوم بهرامخیل - ساکن غوربند است. پدرش به واسطهٔ فقر و مسکنت، للۀ پسر نایبسالار پروانه خان بود و پسرش شجاعالدوله را به سِمت شاغاسی در دربار امیر عبدالرحمان خان داخل نمود. او در زمان امارت حبیبالله خان اول به حیث شاغاسی منصوب و بعد به سِمت فراشباشی تعیین شد. بعداً به واسطهٔ کُتک خوردن از امیر حبیباللهخان در کوه چناری، طوری که دندانهایش شکستانده شد، در اتحاد به قتل امیر ح


چند کار جدید از محترمسیدسلطان احمدضیایی
کار های جدید از محترمسیدسلطاناحمدضیایی


سمنبوبیبی، محمود منجم زاده
یادی از شاعران افغانستان سمنبو بی بی سواد داستان واقعی که در ولایت باغیس رخ داده است. سمنبوی سخنسرای بیسوادی که از قوم فیروز کوه ولایت باغس در سال ۱۳۰۸ قریه در قریه بویه ولسوالی قادس تولد شد مادرش عایشه و پدر اش محمد یوسف در پرورش او کشیده ولی نتوانست او را علم و سواد بیآموزد . سمنبو دجوانی بنکاح دهقانی بنام صوفی نظرمحمد درآمد شوهراش پس از۱۲سال زناشوی وفات کرده و تنها دختری ارزو دارد . سمنبو درباره انگیزه اصلی سخسرایی خود مدعی است ، که شبی جمال جهان


.png)










































